Category: روزنامه نگاری

اخبار دروغ و چالش شفافیت

خبرهای دروغ با همه سابقه‌ای که دارند و با توجه به اینکه در همه حوزه‌ها مشاهده می‌شوند و علی‌رغم همه دلایلی که برای توضیح وجود آن‌ها مطرح می‌شود – ازجمله مواردی که در قسمت قبلی این یادداشت مورداشاره قرار گرفت – تأثیراتی واقعی دارند و می‌توانند بر زندگی و سرنوشت شهروندان و معادلات جهانی تأثیر بگذارند.

این خبرها در حوزه علم نیز وجود دارند و رویدادهای چند هفته اخیر باعث شده است تا بیش از قبل نگرانی از خبرهای دروغین در حوزه علم موردبحث قرار بگیرد.

جامعه علمی نیز مانند هر جامعه انسانی دیگر از کنش‌گرانی تشکیل‌شده است که در قالب فردی و یا سازمانی اهداف متفاوت و گاه متضادی را دنبال می‌کنند. گاهی اوقات آن‌ها مانند هر شخص دیگری در هر حوزه دیگری ممکن است تمرکز خود بر کاری که قرار است انجام دهند را از دست بدهند و تحت تأثیر فشارها، روابط سازمانی و منافع شخصی وارد فضای دست‌کاری داده‌ها و تفسیر اطلاعات و تحقیقات به‌گونه‌ای شوند که از منافع یا دیدگاه آن‌ها پشتیبانی می‌کنند.

داستان‌های تاریخی زیادی از مسئله تقلب، تضاد منافع و پرده‌پوشی و دست‌کاری اطلاعات و داده‌ها در حوزه علم وجود دارد. از بحرانی که در زمان جنگ تنباکو آغاز شد تا داستان‌های معروف در حوزه تحقیقات سلول‌های بنیادی و همچنین صنایع دارویی و تا نمونه معروف‌تر و آشکارتری که تاکنون نیز ادامه دارد و به تحقیقات در حوزه مسائل گرمایش جهانی می‌پردازد، نمونه‌های معروفی از این موارد هستند.

در همه این موارد گاه یک دانشمند به دلیل نفع یا سلیقه شخصی، گاه تحت‌فشار سازمان‌ها و نهادهای قدرتمند که منافع سیاسی و اقتصادی ویژه‌ای را دنبال می‌کنند و گاه تحت تأثیر فضای رقابتی در تولید، تحلیل و انتشار داده‌های خود دقت و صداقت علمی را رعایت نکرده‌اند.

نکته مهمی که پیش از ادامه بحث باید به آن اشاره کرد انتشار تحلیل‌ها و یا تحقیقاتی نیست که بعداً مشخص می‌شود در انجام آن‌ها اشتباهی رخ‌داده است و یا خبری که بعداً و با تحقیقات بیشتر تکذیب یا اصلاح می‌شود. این بخشی از فرآیند علمی است. دانشمندان بر سر موضوعاتی که موردتوجه‌شان قرار دارند ممکن است دچار اختلاف‌نظر باشند آن‌ها تحقیقاتی را با استناد به روش علمی انجامی می‌دهند و یافته‌های خود را برای ارزیابی به جامعه علمی و البته مخاطبان عام ارائه می‌کنند. بسیاری از آن‌ها ممکن است در زمان انجام تحقیق نکاتی را نادیده گرفته باشند، ممکن است داده‌های آن‌ها درزمان انجام تحقیق و یا ابزاری که به کمک آن داده‌ها را به دست آورده‌اند دقت کافی و لازم را نداشته باشد. ممکن است داده‌های بعدی و تحلیل‌های دوباره دیدگاه و نتیجه‌گیری آن‌ها را تغییر دهد.

این روند رایج و اساسی در علم است. یکی از ویژگی‌های علم مدرن اتفاقاً همین بازنگری دائم و مکرر به یافته‌های خود و تکرار آزمایش‌ها و تحقیقات و تلاش برای نقد یافته‌ها است. گاه‌گداری ممکن است این خطا در شیوه اندازه‌گیری، شیوه تحلیل یا شیوه داده گیری رخ‌داده باشد. در این موارد دانشمند یا محقق و یا سازمانی که از آن تحقیق پشتیبانی می‌کند به‌صورت عمدی چیزی را تغییر نداده است. آن‌ها نتیجه یافته خود را بر اساس داده‌ها و روش‌های خود – که همه آن‌ها نیز در دسترس جامعه علمی است – منتشر می‌کنند. گاهی مشکلات ساختاری و ابزاری و گاهی اشتباه درروش تحلیل ممکن است دانشمند را به نتیجه‌ای غیردقیق برساند. این بخش خطاها یا اشتباه‌های طبیعی فرآیند کار علمی است. کسی در این فرآیند قصد گمراه کردن و سود بردن ندارد. این بخش از داستان به‌هیچ‌وجه در طبقه و رده خبرهای دروغین یا تقلب‌ها طبقه‌بندی نمی‌شود. دلیل تأکید بر اهمیت این بخش در این نکته است که اتفاق آن‌هایی که در انتشار خبرهای دروغین می‌کوشند سعی می‌کنند گاهی رفتار خود را با ارجاع به این‌چنین مواردی توجیه کنند.

وقتی از خبر دروغ صحبت می‌کنیم منظور رویدادهایی است که علی‌رغم وجود داده‌های درست و آگاهی نسبت به خطا بودن آن‌ها از سوی دانشمندان، مراکز و یا سازمان‌ها با اهداف مختلف منتشر می‌شود.

برای مثال زمانی که کمپانی‌های تنباکو دانشمندان و پزشکانی را استخدام می‌کردند تا درمورد بی‌ضرری استعمال دخانیات تحقیقاتی را انجام دهند و منتشر کنند، آن دانشمندان آگاهانه به‌گونه‌ای با داده‌ها بازی می‌کردند که نتیجه موردنظر کمپانی‌ها به دست آید.

در مورد گرمایش زمین سوابق فراوانی وجود دارد که چطور برخی از شرکت‌های بزرگ نفتی ازجمله شرکت اکسون موبیل که رییس آن اکنون وزیر خارجه آمریکا است بودجه‌هایی را برای انجام تحقیقاتی اختصاص داده بود که بتواند واقعیت تغییر اقلیم و نقش انسان در آن را انکار کند.

در بسیاری از تحقیقات مربوط به شرکت‌های بزرگ داروسازی اثرات جنبی که برخی از داروها دارند به‌طور عمدی از نتیجه تحلیل خارج می‌شوند. همین سال گذشته بود که گروهی از روزنامه‌نگاران علم در دانشگاه نیویورک پروژه‌ای بزرگی را آغاز کردند و به بررسی مقاله‌ها و تحقیقات پزشکی بالینی پرداختند که با بودجه عمومی انجام می‌شد. این تحقیقات نشان داد در بخش بزرگی از این تحقیقات دست‌کاری، داده گزینی و تحلیل مطابق باهدف از پیش تعیین‌شده به‌صورت آگاهانه صورت گرفته است.

موضوع تقلب در فضای علمی ایران که در ماه‌های اخیر بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده بود نمونه دیگری از این موارد است. برخی از افراد و شرکت‌ها برای ارتقای شغلی یا کسب امتیازات در تولید مقاله‌ها یا پایان‌نامه‌های خود تقلب می‌کنند.

اهمیت این موضوع به‌قدری است که روزنامه‌نگاری علم تخصص ویژه‌ای یا با عنوان پوشش مناقشات و تقلبات علمی دارد. روزنامه‌نگاران این حوزه که در زیرشاخه روزنامه‌نگاری تحقیقی قرار می‌گیرند باید روش‌های دشواری را طی نموده تا اطمینان حاصل کنند صحت داده‌ها رعایت شده است و تحقیقات تحت تأثیر منافع دانشمندان، شرکت‌ها یا سرمایه‌گذاران غیردقیق یا منحرف‌کننده روایت شده است.

این مسئله تازه‌ای نیست و تمام جهان سال‌های طولانی است که با آن سروکار دارد.

اهمیت علم و یافته‌های علمی که توصیفی از جهان واقعی ما ارائه می‌دهد به‌اندازه‌ای مهم است که صحت سنجی داده‌ها، بررسی و اطمینان از عدم تضاد منافع و اطمینان از بی‌طرفی تحقیق، نه‌تنها بخشی از گزارشگری مناقشات که بخشی اساسی و بنیادی در انتشار هر خبر علمی را شامل می‌شود. روزنامه‌نگاران علم پیش از انتشار ادعاها یا در کنار آن به بررسی دقت و شیوه انجام تحقیق می‌پردازند تا از صحت آنچه منتشر می‌شود اطمینان حاصل کنند.

یکی از ابزارهایی که مردم و به‌خصوص رسانه‌ها را قادر می‌سازد چنین وظیفه نگهبانی و دیده‌بانی را انجام دهند دسترسی به داده‌ها و اطلاعات به‌خصوص در مواردی است که تحقیق یا پژوهشی بر اساس بودجه عمومی صورت پذیرفته است.

اکنون ما وارد دورانی شده‌ایم که اطمینان نسبت به این آمار و اعداد دیگر به‌اندازه گذشته محکم نیست.

باروی کار آمدن دولت دونالد ترامپ و سپری شدن نخستین روزهای حضور او در کاخ سفید خبرهایی که به گوش می‌رسد نشان از تیره‌تر و مه‌آلودتر شدن فضای اطلاعات و دسترسی به اطلاعات دارد.

برای مثال او در یکی از نخستین فرمان‌های اجرایی که امضا و ابلاغ کرده است ضرورت بررسی‌های محیط‌زیستی در پروژه‌های عمرانی را معلق کرد. هر پروژه عمرانی ازجمله ساخت، پل، بزرگراه و موارد دیگر پیش‌ازاین باید با تائید سازمان محیط‌زیست این کشور همراه می‌بود تا اطمینان حاصل شود در فرآیند ساخت پروژه و بعدازآن ملاحظات زیست‌محیطی لحاظ شده باشد. اکنون دولت ترامپ پروژه‌های عمرانی را از این نظارت مستثنی کرده است و دیگر لازم نیست این پروژه‌ها ملاحظات زیستی را لحاظ نمایند. بدین ترتیب دیگر درباره بخشی از اطلاعات مربوط به تأثیرات زیست‌محیطی یک پروژه اصولاً تحقیقی صورت نخواهد گرفت که امکان استناد به آن وجود داشته باشد.

دولت ترامپ که در چند روز اخیر نشان داده که از ارائه آمار غلط و مخالف واقعیات ابایی ندارد، نه‌تنها سازمان پارک‌های ملی این کشور را وادار کرد تا توییت هایی که درباره میزان دی‌اکسید کربن و تأثیرات گرمایش زمین را از حساب کاربری خود پاک نمایند بلکه با دستور تازه‌ای شفافیت فضای علمی را نیز زیر سوال برده است.

بر اساس این فرمان تازه که در قالب بخش‌نامه‌های خطاب به سازمان محیط‌زیست و وزارت کشاورزی این کشور صادر شده و سند آن توسط روزنامه هافینگتون پست انتشاریافته است، محققان و دانشمندانی که در این سازمان‌ها و بر اساس بودجه فدرال فعالیت می‌کنند حق ندارند یافته‌ها و تحقیقات خود را در قالب خبرنامه یا هر متن دیگری با عموم مردم و ازجمله رسانه‌ها به اشتراک بگذارند.

این تجربه پیش‌تر و در دولت محافظه‌کار کانادا، در زمان نخست‌وزیری استفان‌ هارپر در این کشور اجرا می‌شد و هدف اصلی آن ممانعت از انتشار تحقیقاتی بود که خطر استخراج منابع فسیلی را برجسته می‌کرد. باروی کار آمدن دولت جدید کانادا این قانون لغو شد اما اینک دولت آمریکا در همان مسیر گام برمی‌دارد.

بسیاری معتقدند این مسیر خطرناکی است که به‌خصوص با توجه به رویدادهای اخیری که در دولت و شیوه اطلاع‌رسانی دولت آمریکا دیده می‌شود راه را برای توسعه اطلاعات غلط و پنهان کردن حقیقت از مردم هموار می‌کند.

البته این سیاست ترامپ مختص و منحصر به علم نیست.

در روز اول کاری دولت جدید زمانی که برخی از رسانه به مقایسه جمعیت حاضر در مراسم، با مراسم تحلیف اوباما پرداخته بودند، کِلیان کانوی، یکی از مشاوران ارشد فعلی رییس‌جمهور و مدیر سابق کارزار انتخاباتی ترامپ، در گفت‌وگویی تلویزیونی در برابر این پرسش که چرا کاخ سفید داده‌های اشتباهی را آگاهانه منتشر می‌کند اعلام کرده بود ما در برابر فَکت ها و واقعیت‌هایی که رسانه‌های می‌گویند «واقعیت‌های جایگزین» را منتشر می‌کنیم. این همان روندی بود که سال‌ها پیش جورج اورول در کتاب معروف خود به نام ۱۹۸۴ درباره خطر آن هشدار داده بود. این تشابهی نبود که از چشم مردم دور بماند به همین دلیل طی دو روز گذشته این کتاب بار دیگر در صدر کتاب‌های پرفروش آمریکا قرار گرفت.

اینک شفافیت علمی، محیط‌زیست و آینده پروژه‌های ملی علمی و فناوری این کشور در مقابل چشم‌اندازی مه‌آلود و نامطمئن قرارگرفته‌اند.

نتیجه این امر در اختیار نبودن داده‌های دقیق و نتایج علمی است. اگر دانشمندان در مراکز تحقیقاتی که با بودجه عمومی اداره می‌شوند، از انتشار نتایج کارهای خود منع شوند، عملاً دسترسی به داده‌هایی که بتوان بر اساس آن تصویری واقعی از ادعاها و بیانات آن‌ها را ترسیم کرد، فوق‌العاده دشوار خواهد شد.

این فضایی است که امکان نشر خبرهای دروغین در حوزه علم را افزایش می‌دهد. تأثیرات این‌چنین توسعه‌ای ممکن است فراتر از تصور ما باشد به‌خصوص که به یاد بیاوریم همه آن عواملی که در شکل‌گیری خبرهای دروغین و توسعه آن‌ها حتی باوجود فضای نسبتا باز، در کار بودند هنوز هم باقدرت به حضور خود ادامه می‌دهند.

بدین ترتیب روزنامه‌نگاران علم گام در فضایی دشوارتر نهاده‌اند و البته وظیفه آن‌ها به‌طورجدی مهم‌تر و حیاتی‌تر شده است. زمانی که اعتماد به صحت داده‌هایی که نهادهای رسمی منتشر می‌کنند از بین بروند، هرج‌ومرجی در افکار عمومی درباره واقعیت‌ها و حقیقت‌ها شکل خواهد گرفت. وظیفه روزنامه‌نگاران علم در چنین فضایی ایجاد اطمینان از آن چیزی است که منتشر می‌کنند. شاید آن‌ها نتوانند به دلیل موانعی که در راه نشر حقایق تعبیه‌شده و خواهد شد با سرعتی قابل‌رقابت با رسانه‌های مجازی و نهادهای روابط عمومی به کار خود ادامه دهند اما در مقابل می‌توانند با آرامش بیشتر به‌طور دائم به صحت سنجی و ارزیابی دقیق ادعاها بپردازند.

درنهایت اگر این گروه کار خود را درست انجام دهند و بتوانند اطمینان مردم و مخاطبان را به دست آورند و در افزایش آگاهی آن‌ها نقش بازی کند، شاید در درازمدت امکان ادامه دان چنان روندهایی از سوی سیاستمدار و صاحبان منافع محدود شود.

امروز بیش از هرزمانی جهان نیازمند روزنامه‌نگاران علمی است که کار خود را جدی‌تر انجام داده و تن به مصلحت ندهند و به قهرمانان دفاع از واقعیت‌ها بد

 

۱۲ توصیه کوتاه برای خبرنگار زیرک

12 توصیه کوتاه برای خبرنگار زیرک

۱- پیش از هر چیز انسان باشید و بعد یک گزارشگر. این امر به‌ویژه وقتی به کار می‌آید که حوادث درناک را گزارش می‌کنید. همدلی نشان دهید. تا شخص را ندیدید، خود را معرفی نکردید، گپ مختصری نزدید، دفترچه و خودکارتان را در نیاورید. اول ارتباط بگیرید، بعد دست به کار شوید.

۲- گوش کنید، گوش کنید، گوش کنید. شما بهترین اطلاعات را صرفاًوقتی به دست خواهید آوردکه لب فروببندید و حرف‌ِمنبع خبری‌تانرا قطع نکنید. البته می‌توانید تعامل داشته باشید، اما این تعامل را در کمترین میزان نگه دارید.

۳- پیش از این که با کسی مصاحبه کنید، به روشنی زاویه گزارش خود را برای او روشن کنید، از جمله وقتی ماجرایی در پیش است(اگر می‌دانید). افراد وقتی آن‌ها را در جریان می‌گذارید، هر چند کوتاه، حس آرامش بیشتری می‌کنند.

۴- همواره برای تایید حقایق شماره‌ تلفن و آدرس ایمیل بگیرید. این خیلی مهم است. هرگز عادت چک‌کردن را ترک نکنید (البته روی پرینت گزارش‌ و نه روی صفحه‌ی رایانه). همچنین،‌شما هیچ وقت نمی‌دانید که چه زمانی به نقل‌قول اضافی یا اطلاعات بیشتری از منبع‌ خبری‌تان نیاز دارید. بنابراین بهتر است راه دسترسی به آن‌ها را بدانید.

۵- وقتی ضرب‌الاجل‌های فوری دارید از ایمیل استفاده کنید. وقتی منابع شما خوب همکاری نمی‌کنند، از آن‌ها بخواهید تا نظراتشان را بنویسند و برای‌ شما ایمیل کنند تا بعد بتوانید از آن‌ها در گزارشتان برای نقل‌قول استفاده کنید. این کار معجزه می‌کند.

۶- هرگز از این‌که از کسی بخواهید آنچه گفته را تکرار کند ابایی نداشته باشید. منابع خبری شما از شما انتظار دارند که کارتان را درست انجام دهید. پس این کار را بکنید. حتی برای تایید ساده‌ترین چیزها، مثل املای نام فرد، هم خجالت نکشید.

۷- حقایق را از طریق تحقیق از نو تصدیق کنید. مثلا، در اینترنت نام کامل و رسمی سازمانی را که منبع خبری به آن تعلق دارد تصدیق کنید. افراد گاه خیلی بریده و نیم‌بند حرف می‌زنند، این وظیفه‌ی شما به عنوان روزنامه‌نگار  است که تمام مطالب مبتنی بر واقعیت را در گزارش خود تایید کنیدو به آن سروسامان دهید.

۸- از منبع خبری خود بخواهید که بگوید چه نظری در مورد گزارش شما دارد.با این کار او این حس را خواهد داشت که به یک مفرد عنا بخش  از گروه است و گاه این امر منجر به گزارش‌های دنباله‌دار فوق‌العاده‌ا‌ی می‌شود.مثل خبرنگاران مغرور و پر افاده‌ای رفتار نکنید که از موضع بالا برخورد می‌کنند و خود را مصون از نقد می‌دانند(که[از قضا] به این خاطر ستایش هم می‌شوند).

۹- هنگام نوشتن تصویری به موضوع فکر کنید. گزارش را مثل فیلم در ذهن خود تصویر‌پردازی کنید. سعی کنید خواننده را در صحنه‌ی گزارش خود قرار دهید. شما همچنین می‌توانید این کار را، تا حدی، هنگام نوشتن اخبار، حتی خلاصه‌ی اخبار، انجام دهید. صرفا به خاطر این که گزارش‌تان کوتاه است، تنبلی نکنید.

۱۰- هنگام نوشتن به ضرب‌آهنگ و ریتم کلمات توجه کنید. اگر لازم است گزارشتان را با صدای بلند بخوانید، با این حال نوشته‌ خوب باید فرد را به خواندن ترغیب ‌کند ــ باید بی‌زحمت و لذت بخش باشد، مثل گوش‌دادن به ترانه‌ای محبوب. گزارش خوب باید حس، اوج و فرود، و انرژی داشته باشد.

۱۱- به یاد داشته باشید: اگر گزارش‌تان برای خود شما کسل‌کننده است، کسل‌کنندگی آن برای خواننده دو برابر است. در هر گزارشی خود را به چالش بکشید: از خود بپرسید، چطور می‌توانم این را به جالب‌ترین گزارش ممکن بدل کنم؟ چطور می‌شود قاپ خواننده دزدید؟

۱۲- همواره ایده‌هایی برای گزارش در ذهن بپرورانید. از منابع خبری خود بخواهید هر وقت که فکر می‌کنند گزارشی دارند با شما تماس بگیرندــ حتی اگر هیچ ربطی به گزارشی که روی آن کار می‌کرده‌اید نداشته باشد. هنگامیکه بیرون از محل کار مشغول زندگی معمول خود هستید هم، اگر سوژه‌ای به چشمتان خورد، همین کار را بکنید.از چشم‌ها‌و گوش‌های جامعه به نفع خودتان استفاده کنید.

*گرگ هاردستی حدود ۲۰ سال روزنامه‌نگاری کرده و در ده سال اخیر اخبار عمومی، قضایی و تجاری را برای ارونج کانتی ریجیستر[۱] پوشش داده است. او  در حال حاضر گزارشگر ارشد ریجیستر است و در دانشگاه ایالاتی کالیفرنیا روزنامه‌نگاری تدریس می‌کند.

منبع

 http://ethics.spj.org/rrr.asp?ref=56&t=foi

سختی‌های روزنامه‌نگاری در عصر دیجیتال از زبان سردبیر سابق گاردین

دیگر روزی نیست که اخبار دروغ و جعلی به گوشمان نرسد. در دورانی که خبرها می‌توانند کشورها را تا مرز فروپاشی ببرند و برگردانند، انتشار خبرهای فوری از دست خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها خارج شده و حتی ترول‌ها هم می‌توانند شایعات را مثل ویروس به جان مردم بیندازند.

social شبکه اجتماعی  روزنامه نگاری

دیگر روزی نیست که اخبار دروغ و جعلی به گوشمان نرسد. در دورانی که خبرها می‌توانند کشورها را تا مرز فروپاشی ببرند و برگردانند، انتشار خبرهای فوری از دست خبرگزاری‌ها , روزنامه‌ها خارج شده و حتی ترول‌ها هم می‌توانند شایعات را مثل ویروس به جان مردم بیندازند. اما حالا که بیش از همیشه نیازمند روزنامه‌نگاریِ تحقیقی و متعهد به حقیقت هستیم، غول‌های تبلیغاتی سیلیکون‌ولی منابع درآمدی روزنامه‌ها را نابود کرده‌اند. با این وضع، شاید قرن بیست‌و‌یکم دوران پایان روزنامه‌نگاری باشد.

دیوید اوبرتی، نیوریپابلیک — مارک زاکربرگ در ماه مۀ ۲۰۱۸ خطاب به گروهی از سردبیران و کارکنان حوزۀ رسانه چنین گفت: «فکر می‌کنم اخبار برای جامعه و دموکراسی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد». گاردین و روزنامۀ خواهرخوانده‌اش، آبزرور، دو ماه پیش از آن گزارش داده بودند که مؤسسه‌ای تحقیقاتی به نام کمبریج آنالیتیکا که با دونالد ترامپ همکاری می‌کرده، از فیس‌بوک بهره‌برداری کرده و کاربران آن را در معرض تبلیغات سیاسیِ شخصی‌سازی‌شده قرار داده است. این رسوایی با کاستی‌ها و نقص‌های متعدد فیس‌بوک در نظارت بر جنبه‌های مختلف پلتفرم خود آشکارا هم‌راستا بود. زاکربرگ پس از آنکه در کنگرۀ آمریکا حاضر شد تا توضیح بدهد این رسوایی چگونه اتفاق افتاده، در پالو آلتو جلسه‌ای با روزنامه‌نگاران برگزار کرد تا نشان بدهد به آن نوع از روزنامه‌نگاری که از این رسوایی پرده برداشته باور و اعتقاد دارد. بااین‌حال زاکربرگ هیچ اشاره‌ای نکرد که فیس‌بوک چگونه می‌تواند از این نوع روزنامه‌نگاری حمایت کند.

یک دهه جنجال و هیاهو باعث شده مطبوعاتی که دیگر مانند گذشته قدرتمند نیستند در برابر حملات سیاسی آسیب‌پذیر باشند، به‌سوی سازش‌کاری‌های اخلاقی سوق داده شوند، و بیش از پیش از شکل‌های جدید رسانه‌های دیجیتال عقب بمانند. گزارش‌های عمیقی که شواهد و اطلاعاتشان با دقت بررسی می‌شوند اکنون با طعمه‌های کلیک، شوخی‌های اینترنتی، ربات‌ها، ترول‌ها، نویسندگان فوق‌متعصب و اخبار جعلی در مبارزه‌اند، اخبار نادرستی که به‌منظور تأثیرگذاری بر دیدگاه‌ کاربران در شبکه‌های اجتماعی تولید و منتشر می‌شوند. از مدت‌ها پیش، نشریات بر صنعت تبلیغات تکیه داشته‌اند و اکنون با سلطۀ روزافزون فیس‌بوک و گوگل و آمازون بر این صنعتْ اخبار و مطبوعات محلی رو به نابودی می‌روند. تولیدکنندگان اخبار سراسری هم از یک سو با چالش سازماندهی دوبارۀ کسب‌وکارشان درگیرند و از سوی دیگر با این مسئله که آیا شیوۀ روزنامه‌نگاری خود را با جهان رسانه‌های جدید سازگار کنند یا نه، جهانی که در آن اخبار سراسری دیگر قاعده نیست و استثنا محسوب می‌شود. نحوۀ خدمت به منافع عمومی هم مسئلۀ دیگری است که مبهم مانده است.

آلن راسبریجر در کتاب تازه‌اش با عنوان خبر فوری: بازسازی روزنامه‌نگاری و دلایل اهمیت آن در حال حاضر، این تحولات را در ردۀ بحران‌های بالقوه برای لیبرال‌دموکراسی قرار می‌دهد. دسترسی به اطلاعات موثق یکی از ویژگی‌های کلیدی جامعه‌های باز است و قرار بود اینترنت این ویژگی را دموکراتیک‌تر کند. اما واقعیت این است که اکنون در گردابی از اطلاعات فرو رفته‌ایم که کیفیت ثابتی ندارند و از منابعی نامعتبر سرچشمه می‌گیرند. سردرگمیِ حاصل از چنین وضعیتی این خطر را پدید آورده که شیوۀ فهممان از جهان واژگون شود و کسانی را قدرتمند سازد که از آشفتگی و هرج‌ومرج تغذیه می‌کنند. راسبریجر می‌نویسد: «برای نخستین‌بار در تاریخ مدرن، در برابر این مسئله ایستاده‌ایم که جوامع چگونه می‌توانند بدون تکیه به اخبار -دست‌کم به آن معنایی که قبلاً از اخبار برداشت می‌شد- به حیات خود ادامه بدهند».

راسبریجر از مخاطرات کار به‌خوبی آگاه است: در دورانی که گاردین با تلاشی توان‌فرسا پوست انداخت و از یک روزنامۀ متوسط بریتانیایی به معیاری بین‌المللی برای خبررسانی پیشرو تبدیل شد، راسبریجر سردبیر گاردین بود. گاردینِ راسبریجر برای درک امکانات و محدودیت‌های روزنامه‌نگاری در جهان کنونی مفید است. راسبریجر شاهد بوده است که رسانه‌های دیجیتال از یک سو توانسته‌اند صداهای جدید را آزاد کنند، اما از سوی دیگر مدل‌های تجاری سابق را نابود ساخته‌اند، مدل‌هایی که پشتیبان فرایند گردآوری خبر بوده‌اند. آنچه هنوز روشن نیست این مسئله است که چه تعداد از نهادهای خبری از قبیل گاردین می‌توانند دوام بیاورند؟ و اینکه چه مدت یک بار وظیفۀ اجتماعی این نهادها در تضاد با منافع تجاری‌شان قرار خواهد گرفت؟

دوران کاری راسبریجر، که از سال ۱۹۷۶ در کمبریج ایونینگ نیوز آغاز شد، با سرگذشت صنعت رسانه نزدیکی تنگاتنگی دارد. چهل سال پیش، آن روزنامه از نوعی انحصار محلی در توزیع آنچه که اکنون «محتوا» نامیده می‌شود برخوردار بود. صفحات مخصوص تبلیغات که دسته‌بندی‌هایی داشت برای مشاغل و اتومبیل و هر چیز دیگری که در وب‌سایت کریگزلیست پیدا می‌شود، نسخۀ چاپی روزنامه را ضخیم‌تر می‌کرد و این نسخه‌ها با قیمتی نسبتاً پایین به خوانندگان فروخته می‌شد؛ بیشتر درآمد شرکت‌های رسانه‌ای از طریق تبلیغات به دست می‌آمد.در دل آن ابزار پول‌سازی، روزنامه‌نگاران در قالب مبادله‌ای بالا به پایین اخبار و اطلاعات را به مخاطبان منتقل می‌کردند. راسبریجر توضیح می‌دهد: «فرایند چاپ متعلق به ما بود، نه به مخاطبان». پیشنهادها و انتقادهای خوانندگان عمدتاً در ستون شنیده‌ها و صفحۀ نامه به سردبیر خلاصه می‌شد و خبرگزاری‌ها، در انتخاب اینکه چه چیزی ارزش توجه همگانی را دارد، قدرتی بی‌همتا داشتند. راسبریجر می‌نویسد: «بیشتر اخبار… از پیش مشخص بودند، به این معنا که سردبیر هر اتاق خبری دفتری با قطع A۴ روی میز کار خود داشت که در آن تاریخ برگزاری جلسۀ بعدی شورای نمایندگان و مدیران بهداشت و آتش‌نشانی و آمبولانس و آب‌رسانی و خدمات رفاهی را ثبت می‌کرد». محصول نهایی که از بسیاری از فشارهای ناشی از رقابت در فضای رسانه‌های امروز آزاد بود، به‌جای آنکه رویدادها را تفسیر و دربارۀ آن‌ها تحقیق کند، بیشتر به‌سوی برشمردنشان منحرف شد.

حاشیۀ سود بالا هزینۀ تعداد زیادی گزارشگر و دبیر را تأمین می‌کرد. نوشته‌هایی که این روزنامه‌نگاران تولید می‌کردند گاهی خرج زیادی برمی‌داشت و در اغلب آن‌ها منافع صاحبان قدرت در نظر گرفته می‌شد. هنگامی که فیلم «همۀ مردان رئیس‌جمهور» تحقیقات روزنامۀ واشنگتن پست دربارۀ رسوایی واترگیت را به‌عنوان قلّۀ روزنامه‌نگاری تحقیقی به تصویر کشید، راسبریجر گزارشگری تازه‌کار بود. راسبریجر خیال نمی‌کرد روزنامه‌نگاری، مانند آنچه در آن فیلم نشان داده شده بود، فعالیتی قهرمانانه باشد. اما در او باوری عمیق به «روشی تجربی‌تر، تکرارپذیرتر و تعاملی‌تر برای حرکت به‌سوی حقیقت» ایجاد شد. روزنامۀ شهر کمبریج که راسبریجر برای آن کار می‌کرد، مقام‌های رسمی و حتی آنانی که ممکن بود رابط یا منبعی مفید برای گزارش‌های دیگر باشند را به‌دقت زیر نظر داشت. راسبریجر دیدگاه‌های بی‌ظرافت یکی از مربیانِ روزنامه‌نگاریِ آن زمان را دربارۀ این رابطه به خاطر می‌آورد: «باید هر چند وقت یک بار ضربۀ مشتی روانۀ صورتشان کنید تا به شما احترام بگذارند، چون در درازمدت نیاز آن‌ها به ما بیشتر است تا نیاز ما به آن‌ها».

گسترش اخبار تلویزیونی نویسندگان پرکار روزنامه‌ها را تحت فشار گذاشت تا متن و تحلیل‌های بیشتری تولید کنند و خبرهای مربوط به سبک زندگی را بیشتر پوشش بدهند و تولید چنین نوشته‌هایی را در فهرست مطالب روزانه جا بدهند. اما هستۀ اصلی کسب‌وکار تبلیغات که مخارج این نویسندگان را تأمین می‌کرد همچنان تنومند و استوار باقی ماند. در ایالات متحدۀ آمریکا، سود حاصل از تبلیغاتْ شرکت‌های زنجیره‌ای نامرتبط را وسوسه کرد تا سهام مالکان مستقل را بخرند و رفته‌رفته هلدینگ‌های رسانه‌ای امروزی شکل بگیرند که سهامشان به‌شکل عمومی خریدوفروش می‌شود؛ مجموعه‌هایی از قبیل «گانت»، «تریبون پابلیشینگ»، «مک‌کلاچی» و «نیوز کورپوریشن» که‌ آخری متعلق به روپرت مرداک بود. این دگرگونی باعث شد تصمیم‌گیری‌های راهبردی و سرنوشت‌ساز از اختیار فعالان محلی خارج شود؛ هدف مدیران محلی این شرکت‌ها آن بود که درآمدهای فصلی را به حداکثر برسانند. گاهی هم با آنکه حاشیۀ سود هنوز بالا بود، بخشی از کارکنان را برکنار می‌کردند. کوته‌بینیْ ارزش‌های گذشته را در اتاق‌های خبر از بین برد و در همین حال رسانه‌های سنتی محتاطانه پا به دوران انقلاب دیجیتال گذاشتند.

درحالی‌که اینترنت تبلیغاتِ چاپی را به‌سرعت منسوخ می‌کرد، درآمد بسیاری از نشریات با کاهش شدید روبه‌رو شد. در چنین شرایطی شرکت‌های مادر کورکورانه به فرایند کاستن از هزینه‌ها ادامه دادند و گاهی دست به اخراج‌های دسته‌جمعی زدند. پس از سال ۲۰۰۷ ده‌ها هزار روزنامه‌نگار در آمریکا شغل خود را از دست دادند و تعداد اخراج‌شدگان به‌قدری افزایش یافت که سرانجام شمارش آن‌ها متوقف شد. طی این مدت، اخبار و اطلاعات تأیید‌نشده‌ای که در اینترنت و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی انتشار می‌یافت بیشتر و بیشتر می‌شد. نسلی از روزنامه‌نگاران داشتند از بین می‌رفتند، آن هم درست زمانی که مردم بیش از پیش نیازمندشان بودند.راسبریجر رؤیایی برای روزنامه‌نگاری دیجیتال در سر می‌پروراند که از فشارها و محدودیت‌های ناشی از برنامه‌های مدیریتی شرکت‌های بزرگ دور باشد. در سال ۱۹۹۵، که راسبریجر به عنوان سردبیر گاردین معرفی شد، مدت‌ها بود که شرکت «اسکات تراست» مالک این روزنامه به شمار می‌آمد. اسکات تراست سازمانی حمایتی بود که از طرف مالکان قبلی گاردین ایجاد شده بود تا، از طریق سرمایه‌گذاری در حوزه‌های دیگر، پشتیبان روزنامه‌نگاری پرهزینه و پیشرو گاردین باشد. بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴، اسکات تراست سهامش را در یک مجلۀ ماشین بسیار پردرآمد به نام اوتو تریدر فروخت تا در تأمین کمک‌هزینه‌ای برای گاردین مشارکت کند که رقم آن به یک میلیارد دلار می‌رسید.

گاردین با این درجه از انعطاف‌پذیری مالی به استقبال جهان دیجیتال رفت. درحالی‌که بسیاری از رقیبان داخلی و خارجی تولیدات کاغذی خود را با بی‌میلی به وب‌سایت‌های ایستا تبدیل می‌کردند، گاردین می‌کوشید از پایگاهش در میان خوانندگان به‌عنوان یک منبع بهره بگیرد و هنگام ارائۀ اخبار و گزارش در قالب‌های جدید [دیجیتال] از این منبع استفاده کند. همۀ این‌ها در شرایطی بود که گاردین به تولید و انتشار گزارش‌های تحقیقی ادامه می‌داد. در این دوره بود که خوانندگان خبرگزاری‌ها توانستند از طریق بخش دیدگاه‌ها، قسمت‌ تبادل پیام، و وبلاگ دست به انتشار اطلاعات بزنند. راسبریجر می‌نویسد: «دویست سال بود که روزنامه‌نگاران مطلب می‌نوشتند و در اختیار خوانندگان می‌گذاشتند. اما اکنون… سروکلۀ خوانندگانی پیدا شده بود که زنده و واقعی بودند و گاهی هزاران نفرشان، در برابر آنچه به آنان می‌گفتید، فوراً واکنش نشان می‌دادند».

راسبریجر می‌خواست به کمک چیزی که «روزنامه‌نگاری باز» می‌نامید، این پدیده را مهار کند. منظور او از روزنامه‌نگاری باز نوعی از خبرنگاری است که، در آن، مخاطبان فعالانه تشویق به مشارکت می‌شوند، در فرایند آن به شفافیت اهمیت داده می‌شود و خوانندگان به کمک اطلاعات حاصل از منابع بیرونی به‌روز می‌مانند. فلسفۀ روزنامه‌نگاری باز به‌ویژه برای لیبرال‌های آمریکایی جذاب بود، کسانی که احساس می‌کردند مطبوعات در ماجرای یازده سپتامبر فریب داده شده‌اند. در نتیجه تعداد خوانندگان جهانی گاردین رو به افزایش گذاشت و از این نظر توانست به رقیبی برای نیویورک تایمز و واشنگتن پست تبدیل شود. در آغاز این حجم از مخاطبان دیجیتال سودآور نبود، ولی راسبریجر و دیگران بر این باور بودند که، باز هم مثل گذشته، سروکلۀ تبلیغات‌دهندگان پیدا خواهد شد.

تأکید بر اینکه تعداد مخاطبان به حداکثر ممکن برسد انگیزه‌ای شد برای آنکه خبرگزاری‌ها به‌دنبال پوشش موضوعاتی بروند که جذابیت هرچه بیشتری داشته باشد. تصور بر این بود که خبررسانی دربارۀ سیاست کشور یا هالیوود می‌تواند بیشتر از گزارش‌های مربوط به مدیریت شهر یا فرهنگ بومی مخاطب جذب کند. استارتاپ‌های دیجیتال مانند بازفید پیرامون این اندیشه شکل گرفتند که تولید محتوای همه‌گیر برای توزیع در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند هزینه‌های روزنامه‌نگاری جدی را تأمین کند تا محصول این نوع روزنامه‌نگاری برای خوانندگان همچنان رایگان بماند. روزنامه‌ها و مجله‌های متعددی از این آموزه پیروی کردند و به‌دنبال کلیک‌های زودگذری افتادند که معمولاً موجب می‌شد فعالیت اصلی‌شان رنگ‌وبوی رقیق‌تری پیدا کند.

گاردین از سال ۱۹۹۶ در این فکر بود که دسترسی رایگان خوانندگان دیجیتال به محتوا را محدود کند، اما راسبریجر مدت‌ها با این ایده مخالفت کرد. او می‌نویسد: «فکر می‌کردیم که پیش از عقب‌نشینی به‌سوی شیوه‌های پرداخت‌محور قرن نوزدهمی (شیوه‌هایی که گرچه بی‌خطر به نظر می‌رسند، اما شاید اکنون برای همه مفید نباشند)، باید به دنبال آن باشیم که بدانیم بهترین روش روزنامه‌نگاری در قرن بیست‌ویکم چیست». محدودیت دسترسی [به محتوای وب‌سایت] ظاهراً می‌تواند باعث شود دسترسی به اخبار و گزارش‌های باکیفیت به تعداد کمی از نخبگان منحصر شود و در نتیجه روزنامه‌نگاری، که باید در راستای منافع همگان باشد، محدود بماند. راسبریجر می‌نویسد: «اگر کسب‌وکارهای قدیمی می‌خواستند پیش از دسترسی به مشتری به‌دنبال کسب درآمد باشند، آن وقت همواره بازنده بودند. ایده و اندیشۀ اصلی همین بود».

هجوم گاردین به آمریکا، که با راه‌اندازی گاردین یو.اس در سال ۲۰۱۱ به اوج رسید، با صرفه‌جویی‌های دردآوری که در دیگر قسمت‌های صنعت رسانه جریان داشت، در تضادی حساسیت‌برانگیز بود. گاردین یکی از پنج خروجی خبر سراسری بود که در سال ۲۰۱۰ با ویکی‌لیکس همراه شد تا پیام‌های رده‌بندی‌شده‌ای را منتشر کند که پشت پردۀ تیره و تار روابط بین‌الملل را در معرض دید می‌گذاشت. چند سال بعد ادوارد اسنودن، پیمانکار جوان آژانس امنیت ملی آمریکا، به گاردین مراجعه کرد تا اسنادی را در اختیار این رسانه بگذارد که دستگاه نظارت سراسری حکومت ایالات متحده را رسوا می‌کرد. گزارش همین ماجرا بود که باعث شد در سال ۲۰۱۴ گاردین و واشینگتن‌پست برندۀ جایزۀ پولیتزر شوند.

از نگاه راسبریجر، افشاگری اسنودن «نشان می‌دهد… که چرا قدرت و استقلال سازمانی مطبوعات تا این حد ضروری است». [تهیه و انتشار] چنین گزارش‌هایی بدون دفاعیه‌های حقوقی پرهزینه و ضمانت‌های درون‌سازمانی دیگر در برابر مداخله‌های حکومتی ناممکن خواهند بود. و نیز این گزارش‌ها به روزنامه‌نگارانی با ذهن تحلیلی نیاز دارند که بتوانند تشخیص بدهند کدام اطلاعات در دایرۀ منافع عموم مردم قرار می‌گیرد، به‌ویژه اینکه به نظر می‌رسد آن «مردم»، که مخاطب خروجی‌های خبر قرار می‌گیرند، در اینترنت بیشتر و بیشتر به جزیره‌های کوچک و جداافتاده تقسیم شده‌اند.

اگرچه روزنامه‌نگاری گاردین بارها و بارها مهر تأیید خورده است، اما هزینه‌های این رسانه سالانه به ده‌ها میلیون دلار پول نقد می‌رسد. و درحالی‌که این روزنامه بر افزایش درآمد حاصل از تبلیغات برای پوشش هزینه‌هایش تکیه کرده، بسیاری از شرکت‌ها اکنون ترجیح می‌دهند مستقیماً در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ کنند، فضایی که می‌توانند در آن تبلیغاتشان را به‌شکل هدفمند در معرض دید خریداران بالقوه قرار بدهند. راسبریجر آشفتگی‌های مالی آخرین روزهای سردبیری‌اش را به‌دور از واقع‌بینی توصیف می‌کند: «در پایان ماه مۀ ۲۰۱۵ [از سردبیری گاردین] کناره‌گیری کردم و در آن زمان هیئت مدیران تجاری از وضعیت شرکت رضایت داشتند». اما زیان انباشتۀ گاردین به‌اندازه‌ای زیاد بود که مدیران تجاری بخش مهمی از کمک‌هزینه‌های این رسانه را حذف کردند و از جانشین راسبریجر، کاترین واینر، خواستند که هزینه‌ها را تا حدود بیست درصد کاهش دهد. کاهش شدید تعداد کارکنان دفتر نوپای گاردین در آمریکا هم بخشی از همین برنامۀ کاهش هزینه‌ها بود.

گاردین بعضی از خوانندگانش را راضی کرده بود [برای دسترسی به محتوای آن] مبلغی پرداخت کنند، بدون آنکه این مطالب را از دسترس بقیۀ خوانندگان خارج کند تا به این ترتیب به آرمان روزنامه‌نگاری باز وفادار بماند. نوامبر بود که کاترین واینر اعلام کرد، طی سه سال گذشته، یک میلیون نفر در سرتاسر جهان داوطلبانه از گاردین حمایت کرده‌اند. گزارش سال مالیِ گذشته، که در ماه ژوئن به پایان رسید، نشان می‌دهد بیش از نیمی از این حمایت‌کنندگان به‌طور منظم این کار را انجام می‌دهند و حامیان گاردین در آمریکا به هفتاد هزار نفر می‌رسد. اکنون کمک‌هزینه‌های مالی تثبیت شده است، درآمد به آرامی رو به افزایش است، و واینر امیدوار است تا بهار آینده هزینه‌ها و درآمدهای گاردین سربه‌سر شود. اما بقای گاردین، که می‌تواند در آینده پرچم‌دار اخبار پیشرو باشد، وابسته به این است که بلندپروازی‌های جهانی متعادل‌تر شود. آن هم درست در لحظه‌ای که هم‌زمان با نوسان‌های لیبرال‌دموکراسی در نقاط مختلف جهان، شاید ماموریت گاردین بیش از همیشه حساس و فوری باشد.

در جاهای دیگر، حرکت به‌سوی جهانی با اخبار کمتر همچنان ادامه دارد. بسیاری از نشریات دیجیتال برای دیده‌شدن صفحاتشان به فیس‌بوک و گوگل و دیگر غول‌های تکنولوژی وابسته‌اند، حتی اگر این نشریه‌ها گزارش‌هایی منتشر کنند مبنی بر اینکه بسط و گسترش اخبار جعلی حاصل کار الگوریتم‌های همین شرکت‌هاست. در شرایطی که کلید ورود به دنیای ویدئوی آنلاین در اختیار سیلیکون‌ولی است، برنامه‌های خبریِ شبکه‌های کابلی و سراسری نیز احتمالاً همراه با افزایش سن مخاطبان کنونی‌شان با سرنوشتی مشابه مواجه خواهند شد. تعدادی از نشریات آمریکایی راه خروج از این بزرگراه را در پیش گرفته‌اند و دسترسی به محتوای خود را با پرداخت هزینه امکان‌پذیر ساخته‌اند؛نام نیویورک تایمز، واشنگتن پست و چند برند دیگر که معتبرند و کانون توجه، در میان این نشریات دیده می‌شود. به احتمال زیاد، نشریاتی که در میانه‌های این طیف جا دارند (مانند روزنامه‌های محلی و خبرگزاری‌های دیگری که مشارکت‌های مهمی داشته‌اند) همچنان کمرنگ‌تر و کمرنگ‌تر خواهند شد. این دوشاخگی به‌نوعی می‌تواند تداعی‌کنندۀ ویران‌شهرِ رسانه‌ایِ داشته‌ها و نداشته‌هایی باشد که راسبریجر از آن در هراس است.

در میان رسانه‌های انگلیسی‌زبان، و از لحاظ مالکیت و ماموریت و الگوی فعالیت، گاردین منحصربه‌فرد است. با توجه به این مسائل، جای شگفتی نیست که کتاب خبر فوری، بیشتر، مشکلات ساختاری را شرح می‌دهد تا اینکه بخواهد برای رویارویی با این مشکلات نسخه بپیچد. راسبریجر در پایان دستان خود را بالا می‌گیرد و بار مسئولیت نجات روزنامه‌نگاری را به دوش غول‌های تکنولوژی می‌اندازد. راسبریجر می‌نویسد: «اکنون پرسش این است که، در عصر شرکت‌های مافوق جهانی، روزنامه‌نگاری چگونه می‌تواند دوام بیاورد؟ در عصری که بعضی شرکت‌ها و نهادهای معاف از مالیات و بی‌ریشه بیشتر از مادرمان دربارۀ ما اطلاعات دارند. آیا این شرکت‌ها روزنامه‌نگاران و خبرگزاری‌های حرفه‌ای، مستقل، و منتقد را از بین خواهند برد یا از آنان حمایت خواهند کرد؟ روزنامه‌نگاران و خبرگزاری‌هایی که خدماتی عمومی را بر عهده دارند که ضروری‌تر از همیشه است».

برای پاسخ به این سؤال لازم است فیس‌بوک و دیگر غول‌های سیلیکون‌ولی از یک سو بپذیرند که تصمیم‌گیری‌هایی مانند تصمیم‌گیری‌های سردبیران رسانه‌ها بر عهده دارند و از سوی دیگر پذیرای شکلی از مسئولیت اجتماعی باشند. این شرکت‌ها می‌توانند آنچه را که از روزنامه‌نگاری باقی مانده به‌سادگی از بین ببرند. در چنین جهانی، جامعه‌ای با درهای بسته شاید بهتر از این باشد که اصلاً جامعه‌ای وجود نداشته باشد.


منبع: titrhonar.ir

اصول اخلاق حرفه‌ای برای دبیران رسانه‌ای در آسوشیتدپرس

اصول اخلاق حرفه‌ای برای دبیران رسانه‌ای در آسوشیتدپرس

بنگاه خبری نباید هیچ چیز باارزشی را از منابع خبری یا کسانی که خارج از حرفه رسانه‌ای هستند بپذیرد. هدایا یا سفرهای رایگان یا تخفیف‌دار، تفریحات، محصولات و محل اتراق رایگان نباید پذیرفته شوند.

هزینه‌‌های مرتبط با تولید خبر و گزارش و سفرهای مرتبط باید توسط بنگاه خبری پرداخت شود. الطاف ویژه و اقدامات و رفتارهای خاص نسبت به اعضای تیم‌های خبری نباید پذیرفته شود.

روزنامه‌نگاران باید تشویق شوند تا حدی که تعارض منافع ایجاد نکند، در مجامع ژورنالیستی مشارکت داشته باشند.

باید از درگیر شدن در سیاست، تظاهرات و اقدامات اجتماعی که تضاد منافع را به دنبال دارد و حتی به ظاهر چنین تعارضی را نمایش می‌‌دهد خوداری گردد.

باید از فعالیت کارکنان بنگاه‌های خبری برای اشخاص یا سازمان‌هایی که این کارکنان، آنها را پوشش خبری می‌دهند اجتناب شود. یاید از سرمایه‌گذاری‌های مالی توسط اعضای بنگاه خبری و یا سایر فعالیت‌های تجاری خارج از بنگاه که می‌تواند تضاد منافع ایجاد کند جلوگیری کرد.

اخبار و گزارش‌ها نباید اساسا با هدف برنده شدن در مسابقات یا جوایز، تولید یا ویرایش شوند. باید از جوایز و مسابقاتی که در مورد روزنامه‌نگاران است، اما تاثیراتی ناخواسته بر روزنامه و حرفه ژورنالیسم می‌گذارند اجتناب کرد.

منبع: افق نو

برای ماندن چاره‌ای جز حرفه‌ ای‌ شدن نیست

گفت‌وگوی روزنامه شرق با علی‌اکبر قاضی‌زاده درباره تعطیلی مطبوعات در ایام نوروز
در تعطیلات دوهفته‌ای نوروز هیچ روزنامه‌ای منتشر نشد. این روال همه این سال‌ها بوده است. به نظر می‌رسد چه در دوره فعلی که شبکه‌های اجتماعی و مجازی نقش انتشار خبر را برعهده گرفته‌‌اند، چه در دوره پیشین که در روزهای تعطیلات جز تلویزیون رسانه دیگری انتشار اخبار را برعهده نداشت، در تعطیلات نوروز مخاطبان روزنامه‌ها به‌شدت افت می‌کنند. عده‌ای گمان می‌کنند منتشرنشدن روزنامه در دوران تعطیلات بابت تعطیلی سیستم توزیع است اما از سوی دیگر عده‌ای می‌گویند در این دوران اگر مخاطبی وجود داشت و بالطبع سودآوری ممکن بود، سیستم توزیع و آگهی تعطیل نمی‌شد و در نتیجه انتشار روزنامه هم مقرون‌به‌صرفه بود. درهرحال یک نگرانی همیشه وجود دارد و آن هم این است که وقتی دو هفته نیازی به روزنامه از سوی جامعه احساس نمی‌شود، این به آن معناست که به‌زودی روزنامه‌ها اثرگذاری خود را از دست داده و حذف می‌شوند؟ با علی‌اکبر قاضی‌زاده، روزنامه‌نگار و مدرس روزنامه‌نگاری، در این‌باره گفت‌وگو کرده‌ایم:
ادامه نوشته