Category: فناوری ارتباطات

سئو (SEO) چیست و چه کاربردی دارد؟

فرض کنید یک سایت داریم و می خواهیم تعداد بازدیدکنندگان آن را افزایش دهیم. بیایید به این سوال مهم فکر کنیم:

بازدیدکنندگان از میان چند ده هزار سایت ایرانی، چطور باید سایت ما را پیدا کنند؟

چند راه وجود دارد: تبلیغات در تلویزیون، بیلبورد، سایت های پرطرفدار و یا استفاده از موتورهای جستجو.

هر کدام از این روش های بازاریابی مزایا و معایبی دارد که باید متناسب با شرایط کسب و کار اینترنتی خود آنها را انتخاب کنید.

در این مقاله با سئو یا بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو، به عنوان یکی از روش های موثر بازاریابی کسب و کارهای اینترنتی آشنا می شویم.

ایده کلی بازاریابی با موتورهای جستجو این است که مردم را از طریق جستجو هایشان به سایت خود هدایت کنید.

روزانه حدود ۴ میلیارد جستجو در گوگل در دنیا انجام می شود. بیش ازپنجاه درصد از همه بازدیدها در اینترنت از طریق همین جستجوها شکل می گیرد. یعنی روزی ۲ میلیارد بازدید!

فرض کنید کاربران ایرانی روزانه ۱۰۰ میلیون صفحه وب را بازدید کنند. طبق آمار بیش از ۵۰ میلیون این بازدیدها از طریق جستجو انجام می شود. حالا اگر بتوانید کاری کنید که در نتایج این جستجوها دیده شوید، می توانید امیدوار باشید که تعدادی از این کاربران روی لینک سایت تان کلیک کنند و وارد سایت شوند.

به این فرآیند، سئو (SEO) یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو می گوییم. به زبان ساده تر، یعنی کاری کنیم که سایت مان شایستگی حضور در نتایج جستجو را پیدا کند.

آیا صرف قرار گرفتن در نتایج جستجو کافی است؟

قطعاً کافی نیست. گوگل در هر جستجو، هزاران و گاهی میلیون ها صفحه را به کاربران نشان می دهد، اینکه کجای این لیست قرار بگیریم قطعاً خیلی مهم است.

یک آمار جالب دیگر

کاربران در هنگام مواجهه با نتایج جستجو، ۹۰ درصدشان فقط صفحه اول (۱۰ سایت اول) را بررسی می کنند. (دقت کنید، ۹۰ درصد!) و ۷۵ درصدشان فقط روی ۵ نتیجه اول کلیک می کنند، اگر کارشان راه افتاد دیگر به بقیه نتایج کاری ندارند.

بنابراین فقط با احتمال ۳۰ درصد ممکن است به ۵ نتیجه بعدی ( از رتبه ۶ تا ۱۰) هم نگاهی بیندازند و احتمال اینکه نتایج صفحه دوم دیده شود فقط ۱۰ درصد است. پس رقابت بر سر صفحه اول است و رقابت شدیدتر بر سر ۵ رتبه اول.

نکته جالب اینجاست، که رتبه اول به تنهایی ۴۰ درصد همه کلیک ها را به خود اختصاص میدهد. یعنی مثلاً از هر هزار نفری که سرچ می کنند، ۴۰۰ نفرشان فقط نتیجه اول را می بینند.

بسیار خوب، پس تا اینجا یاد گرفتیم که برای جذب بازدیدکننده، یکی از موثرترین روش ها، سئو است؛ یعنی تلاش برای کسب رتبه ای در صفحه اول.

 نکته: اگر اصول و تکنیک های سئو را به درستی پیاده کنیم، می توانیم با صرف هزینه ای کم، به نتایج دلخواه برسیم. البته کم هزینه بودن سئو به معنی کم زحمت بودن آن نیست!

دو سوال بسیار مهم:

  • آیا سایت ما همه جا و در همه چیز باید در صفحه اول باشد؟

خیر، رسیدن به این هدف اصلاً نه ممکن است و نه منطقی.

حوزه کاری سایت ما مشخص است و تعدادی رقیب دارید. هدف این است که دربین سایت های رقیب جایگاه بالاتری داشته باشیم. این هدف فقط برای بعضی عبارت های جستجو ممکن است و من باید روی بهترین عبارت های متناسب با کار خودم (کلمات کلیدی) تمرکز کنم.

  • آیا همه هدف سئو همین است؟ رسیدن به صفحه اول و رتبه های بالا؟

نتیجه سئو دقیقاً همین است، اما هدف اصلی سئو برای یک کسب و کار اینترنتی اینها است:

  • قرارگرفتن در رتبه های بالا در نتایج جستجو
  • آمدن بازدیدکننده به سایت با کلیک کاربر روی لینک سایت ما
  • ارایه خدمت یا فروش محصول به آنها
  • و نهایتاً کسب درآمد از این بازدیدها

در واقع، در نهایت می خواهیم سایت مان به درآمدزایی برسد. و چون کسب درآمد در سایت فقط با آمدن بازدیدکننده شدنی است، باید کاری کنیم که بازدید کننده بیشتری به سایت ما بیاید. بنابراین هدف سئو، نهایتا افزایش بازدید سایت برای کسب درآمد بیشتر است.

 علاوه بر سئو، روش های جذب بازدید دیگری هم وجود دارد:

تبلیغات کلیکی در گوگل (Adwords)، تبلیغات بنری در سایت های پربازدید، ایمیل مارکتینگ، بازاریابی شبکه های اجتماعی و بازاریابی محتوا از جمله این روش ها است که در آینده درباره هر کدام حرف خواهیم زد.

 آیا با قرار گرفتن در صفحه اول و حتی رتبه اول نتایج، باید انتظار بازدیده کننده داشته باشیم؟

این سوال را بهتر است این طور طرح کنیم: من در کلمه X رتبه اول را دارم، آیا این کافی است؟

جواب: بستگی دارد آیا کاربرانی هستند که کلمه X را جستجو می کنند. شاید تقاضا برای جستجوی عبارت X آنقدر زیاد نباشد، یا اینکه اصلاً کاربران چیز دیگری تایپ می کنند و من روی کلمه دیگری تمرکز کردم.

مثالی میزنم: سایتی روی کلمه اینترنت تمرکز کرده و دوست دارد با جستجوی کلمه اینترنت در رتبه های بالا باشد و سایتی دیگر همین هدف را برای عبارت کسب و کار اینترنتی. به نظر شما کدام یک بهتر است؟

اگر سایت ما صرفاً علمی آموزشی است کلمه اینترنت بهتر است، چون معمولاً کسی این کلمه را در گوگل جستجو می کند که نمی داند اینترنت چیست (!) و یا اینکه دنبال یک تعریف علمی از اینترنت است.

اما برای یک سایت تجاری که کارش فروش محصولی آموزشی درباره راه اندازی کسب و کار اینترنتی است، قطعاً عبارت دوم بهتر است.

نکته: این که روی چه کلماتی تمرکز کنیم، در درس روش تحقیق کلمات کلیدی به صورت کامل توضیح داده شده است.

سئو چطور باعث می شود ما در رتبه های بالا قرار بگیریم؟

اصلاً سئو چطور کار می کند؟

سازوکار سئو به صورت خلاصه این است: با انجام یک سری اقدامات مشخص و مستمر  و رعایت یک سری نکات، گوگل سایت ما را در برخی عبارت های جستجو در صفحه اول نتایج جستجو قرار می دهد.

این توضیح دو نکته مهم دارد:

  • قرار گرفتن در رتبه های بالا، نیازمند اقداماتی مشخص است و به خودی خود نباید انتظار نتیجه داشت.
  • این اقدامات باید مستمر و ادامه دار باشد. سئو تزریق آمپول تقویتی نیست، بلکه ورزش کردن است!

 

ملاک ما برای رتبه بندی در سئو، نتایج گوگل است. هر چند علاوه بر گوگل، موتورهای جستجوی دیگر مانند یاهو، بینگ و غیره هم وجود دارد، اما گوگل در این حوزه با فاصله بسیار زیاد پیشتاز است و در بسیاری از کشورها از جمله ایران، به جز گوگل تقریباً موتور جستجوی دیگری استفاده نمی شود.

۸ توصیه برای توییت‌های موثرتر

طی دوازده ماه اخیر تیم مدیریتی توییترتلاش زیادی کرده تا توضیح دهد چگونه برندها (نشان‌های تجاری) و افراد می‌توانند استفاده بهتری از این پلت‌فرم بکنند. آن‌ها کوشیده اند شبکه‌ای را ساده کنند، که بسیاری آن را به ویژه‌ در ابتدای کار چالش‌برانگیز می‌بینند. 

در این راستا، توییتر یک راهنمای هشت مرحله‌ای در خصوص نحوی ایجاد توییت‌های موثرترمنتشر کرده‌ است. به هر حال، حتی اگر تجربه‌ استفاده از توییتر را دارید، باز هم این توصیه‌ها مفید فایده‌اند، به ویژهبا در نظر گرفتن این‌که آن‌ها متکی بر داده‌ها و تحقیقات خود توییتر اند.

  

۱- ساده بگیرید

مطالعات گوناگون و گزارش‌های پژوهشی پیش‌تر این موضوع را خاطر نشان کرده اند (داده‌های خود توییتر نیز این را تصدیق می‌کند) که توییتِ‌ کوتاه‌تر درگیری و تعامل بیشتری ایجاد می‌کند. داده‌های توییتر در واقع می‌گویند که حتی توییت‌های کوتاه‌تر از این نیز تعامل بیشتری ایجاد می‌کند.

بنابه گزارش توییتر:

توییتِ موجز کمک می‌کند تا لب مطلب ادا شود. تحقیقات نشان می‌دهند که توییت‌های کمتر از ۵۰ کارکتر ۵۶ درصد بیش از توییت‌های بین ۵۰ تا۱۰۰کارکترتعامل ایجاد می‌کنند.

در حالی‌که توییتر فی‌نفسه پیام موجز را ضروری می‌سازد، اما داده‌ها نشان می‌دهند که پیام‌های با تاثیر قوی، که به سرعت از سوی مخاطب جذب می‌شوند، پژواک و انعکاسبیشتری می‌یابند. بنابراین بهتر است در توییت‌کردن به این موضوع توجه شود.

  

۲ـ خط‌مشی خود را مشخص کنید

توییتر توصیه می‌کند که برندها نباید از به دست‌دادن خط‌مشی مشخص از طریق توییت ابایی داشته باشند:

« از این که از مصرف‌کنندگان‌‌تان بخواهید در توییتر کاری برای شما انجام دهندابایی نداشته باشید. چه  این کار بازنشر و لایک باشد چه انتخاب یک تیم، این کار را ساده ، قابل‌ دستیابی و سرگرم‌کنندهکنید.»

این به همان اصلی باز می‌گردد که آماده می‌شوید تا از مخاطبان خود بخواهید نسبت به محتوای برند شما کاری بکنیدــ اگر می‌خواهید مخاطب‌بان شما کاری بکنند، باید به آن‌ها بگویید که چه کاری از آن‌ها می‌خواهیدانجام دهند. در اختیار گذاشتن خط‌مشی می‌تواند تمهید قدرتمندی باشدــ مثلا تحقیقات اخیر نشان داده اند کهصرفاًذکر «لطفاً بازنشر کنید» در توییت‌ می‌تواند باز نشر پیام شما را تا چهار برابر افزایش دهد.

 

۳- از فرصت‌های طلایی استفاده کنید

به هر حال رفتن به سمت موضوعات پرطرفدار راه خوبی برای دیده شدن در توییتر است. توییتر پلت‌فرمی است که گاه افراد صدای خود را بر آخرین اخبار و رویدادها سوار می‌کند. اگر برای شما و برند شما مقدور است که پیام خود را به بحث جاری گره بزنید حتماًاین کار را بکنید. خبرسواری[۱] ممکن است به بی‌راهه برود، البته شما باید با دقت رفتار کنید، اما اگر درست عمل کنید می‌تواند به ارتقای برند شما کمک کند.

 

۴- از هشتگ‌ها(#) درست استفاده کنید

هشتک‌ها مترادف توییتر اند، پس جا دارد در مورد آن‌ها تحقیق کنید تا بفهمید چگونه استفاده می‌شوند و کدام هشتک‌ها بهکالا و خدمات شما نزدیک‌ترند.

از ابزارهایی مثلهشتگ‌یاب[۲] برای شناسایی هشتک‌هایی استفاده کنید که بیشترین نزدیکی را به کلمات کلیدی شما دارند وببینید از چه هشتک‌هاییدر این خصوص استفاده می‌شود.

اما از هشتک بیش از حد استفاده نکنیدــتحقیقات نشان می‌دهند که توییتی با بیش از دو هشتک درگیری مخاطب را کاهش می‌دهد.

  

    ۵ – صدای خود را انسانی کنید

همان‌طور که در توییتر آمده:

« توییتر یک پلت‌فرم مبتنی بر مکالمه است، بنابراین مهم است که لحنی انسانی به برند خود بدهید. مثلا اگربرند شما شخصیتی در فیلم یا سریالتلوزیونی بود، دوست داشتید چگونه باشد؟ چطور به انتقاد و ستایش پاسخ دهد؟ این‌ها پرسش‌های مهمی اند که پاسخ‌ به آن می‌تواند به شما کمک کند تا برند خود را در توییتر متمایز کنید.»

این مسئله برمی‌گرددبه اینکه هسته اصلی رسانه اجتماعی چیست و این رسانه‌ درباره چیست ــ افراد می‌خواهند با یکدیگر در تعامل باشندو نه این‌که با پیام‌های بازرگانی بمباران شوند. با این‌که کاری که می‌خواهید بکنید، وقتی نماینده یک برند هستید که در واقع، محتوای بازرگانی دارد، اما جا دارد به این فکر کنید که چطور می‌توان این نکته را با این مسئله که افراد برای چه چیزی به این پلت‌فرم می‌آیند سازگار کنید و در سطح انسانی‌تری به آن بپردازید.

 

   ۶ـ  گوش کنید تا درک کنید

گوش‌دادن کلید هرگونه تعامل اجتماعی است ــ شما صرفا به جمع دوستان خود نمی‌روید تا چندین ساعت یک نفس برای آن‌ها تک‌گویی کنید، بلکه معاشرت شما صرفا مبتنی بر بحث و تبادل نظر است.

رسانه اجتماعی هم همین‌طور است ــ اگر می‌خواهید واکنش‌ به پست‌هایتان را بالا ببریدباید اول به گفت‌وگوی موجود در اجتماع خود گوش کنید و درکی از این‌ پیدا کنید که آن‌ها چه می‌خواهند بدانند و به کجا می‌شود ارزش بیشتری داد. مثل موضوعات رایج،درک زمینه هم برای برقراری ارتباطی موثرحیاتی است. پس، انتقال اطلاعات مناسب به افراد مناسب، در زمان مناسب روش فوق‌العاده‌ای برای بالابردن ارزش توییت‌های شماست.

مثالاً نمونه توییت شرکت سامسونگ را در نظر بگیرید که در ساعت نه‌و‌نیم شبِ عید سال نو، به افراد یاد می‌داد که چطور عکس‌های بهتری از آتش‌بازی شب عید بگیرند.

 

۷- از قدرت خلاق متوقف‌کردن استفاده کنید

با تمام انواع گزینه‌های رسانه‌ای در دسترس ازطریق توییترــ  از جمله ویدئوی ۱۴۰ ثانیه‌ای، واین‌ها[۳]، شکلک‌‌ها و پریسکوپ‌های پخش زنده ــ انبوهی از روش‌ها برای دیده شدن توییت‌ شما و توجه بیشتر افراد به آن وجود دارد. به عنوان بخشی از تغییر اخیر، عکس‌ها، گیف‌ها، ویدئو‌ها، نظرسنجی و توییت‌های نقل‌قولدیگر در توییت شما به عنوان کارکتر محاسبه نخواهند شد. منظورم این است که، اگر به اشارات بالا برگردیم،این موضوع چنانچه می‌خواهید به هر حال توییت‌های خود را تا حد ممکن موجز نگه دارید، احتمالا اهمیت چندانی نخواهند داشت، اما باز،اگر واقعا نیاز دارید، کارکتری بیشتری برای بازی وجود خواهد داشت.

 

۸- واکنش‌های عاطفی برانگیزید

و آخرین توصیه کلیدی توییتر این است که با محتوای توییت خود «واکنش‌های احساسی و عاطفی را تحریک کنید».

بااین‌که، البته، در عمل کار دشواری است، اما این اصل همچنان در مورد تمام پیام‌ها صدق می‌کند ــ اگر بتوانید کاری کنید که مخاطبارتباط احساسی با محتوای کار شما بگیرد می‌توانید پیوندهای شدید‌تری را با برند خود ایجاد کنید. واکنش عاطفی آشکارا تاکتیکی موثر و قدرتمند استــ رکن اصلی برای به خدمت گرفتن آن این است که دیدگاهمخاطبان خود، یعنی شرایط دنیای واقعی راکه دنبال‌کنندگان شما با آن مواجه‌اند و نقشی را که محصول یا خدمات شما در زندگی آن‌ها بازی می‌کند،درک کنید.

با وجود این‌که بیشتر این توصیه‌ها از مدت‌هاقبل وجود داشته ‌اند، بااین‌حال آن‌ها کاملاً درست اند و جا دارد آن‌ها رابه عنوان تمهیدات راهبردی توییتر خود مد نظر قرار دهید. و اگر تمام این‌ها را پیشتر خوانده‌ اید یادآوری خوبی خواهند بوددر این باره که چه چیزی در جامعه و نحوه استفاده از توییتر خوب جواب می‌دهد.

منبع:

از وب‌سایت خبری تا وب‌سایت سازمانی

وب‌سایت‌ها که از آن‌ها به عنوان پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی نام می‌برند و توسط روابط عمومی ها مدیریت می‌شوند، ابزار رسانه‌ای جدیدی هستند که وظیفه خبری روابط عمومی‌ها را گسترده‌تر کرده است و آن‌ها را به یک رسانه خبری آنلاین تبدیل می‌کند. اما آیا با ورود به عصر اینترنت و استفاده از فناوری‌های نوین وب‌سایت یک سازمان که با مخاطبان جهانی سر و کار دارد می‌تواند جای سازمان‌های رسانه ای، سایت های خبری و یا خبرگزاری ها را بگیرد؟

چرا که قبل از آمدن وب‌سایت‌ها لازم بود روابط عمومی برای نفوذ در افکار عمومی اخبار و پیام‌های خود را در اختیار رسانه ها قرار دهد و یا از خبرنگاران دعوت کند تا در برنامه ای خبری حضور پیدا کنند. اما امروزه، روابط عمومی، خود خبر تهیه می‌کند، آن‌گونه که می‌خواهد و بدون سانسور سردبیران روزنامه‌ها، خبر را در اینترنت قرار می‌دهد و عکس و فیلم آن را در فضای وب منتشر می‌کند.

خبری که در اینترنت می‌شود می‌تواند در اختیار رسانه ها قرار بگیرد و یا حتی قرار نگیرد چرا که دیگر کاربر اینترنت می‌تواند مستقیما به یک سایت سازمانی مراجعه کند و یا از طریق موتورهای جستجوگر به خبری از سایت سازمانی دست پیدا کند. بر این اساس ممکن است گفته شود یک سایت سازمانی که توسط روابط عمومی مدیریت می‌شود، جای رسانه را گرفته است، اما واقعیت این‌گونه نیست. با آمدن تکنولوژی‌های نوین به عرصه روابط عمومی و روزنامه‌نگاری، وظایف این دو تغییر نکرده است بلکه وظایف و حیطه آن‌ها گسترده‌تر شده است. پس هنوز روابط عمومی با رسانه تفاوت دارد و حتی این سایت ها، جای سایت های خبری را نمی گیرند.

یک سایت سازمانی علاوه بر ارایه خدمات، اخبار خود را نیز منتشر می‌کند. در یک سایت سازمانی می‌توان کار بازاریابی و تبلیغات هم انجام داد. گزارش ها، آمارها، انواع اطلاعات و فرم هایی که قرار است حضوری توسط مراجعین دریافت شود، به صورت آنلاین در آنجا قرار می‌گیرد. بنابراین کارکرد و هدف اصلی یک سایت سازمانی که توسط روابط عمومی به روز رسانی و مدیریت می‌شود صرفا یک سایت خبری نیست و بسیار فراتر از آن است.

مهمترین هدف راه‌اندازی سایت‌های سازمانی، حفظ و برقراری ارتباط و تعامل و گفت‌وگو با مخاطبان و ارباب رجوع است. در راه‌اندازی این سایت‌ها، صرف طراحی و زیباشناسی گرافیکی کافی نیست مهم‌تر شیوه های ارایه و تولید محتوا است.

بنابراین به‌طور خلاصه می‌توان گفت کارکردی که برای سایت سازمان‌ها خصوصا دستگاه‌های خدماتی دولتی  اندیشیده شده فراهم کردن محیطی است که منجر به موارد زیر شود:

۱٫       کاهش مراجعه حضوری از طریق ایجاد فرم‌های آنلاین

۲٫       کاهش انتشار محصولات چاپی همچون بروشور، نشریات و…

۳٫       سرعت در ارایه خدمات و اطلاعات مورد نیاز مخاطبان

۴٫       استفاده از محتوای چندرسانه‌ای

۵٫       بهینه سازی هوشمند برای موتورهای جستجو

۶٫       بهینه سازی در سایت های شبکه های اجتماعی

در پایان نکته بسیار مهمی را یادآور می‌شود که بکارگیری شیوه‌های جدید در ارایه محتوای پیام، از مواردی است که براساس نوع مخاطب و گوناگونی نوع رسانه‌ها تغییر می‌کند. آنچه که نباید از آن غافل شد بکارگیری خصلت فرامتنی یا hyper text در اینترنت است. استفاده از «لینک‌ها» امکان ارایه اطلاعات اضافه و تکمیلی به کاربر را در سایت فراهم می‌کند. این اطلاعات می‌تواند به صورت متن، تصویر، صوت و یا قطعه‌ای از یک فیلم باشد. از این‌رو امروزه استفاده از محتواهای چندرسانه‌ای (مولتی مدیا) در روابط عمومی و وب سایت ها امری ضروری شده است.

منبع: همشهری

ایرانی‌ها روزانه یکساعت در شبکه‌های اجتماعی هستند

بنابر اعلام مرکز آمار، در سال ۹۶ متوسط حضور ایرانیان در شبکه های اجتماعی یک ساعت و ۴ دقیقه در روز بوده است. 

بنابر اعلام مرکز آمار، در سال ۹۶ متوسط حضور ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی یک ساعت و ۴ دقیقه در روز بوده است.

بر همین اساس در سال ١٣٩۶، ۵٣ درصد از افراد ١۵ ساله و بیش‌تر عضو شبکه‌های اجتماعی بودند.

از بین شبکه های اجتماعی، تلگرام با ٩۴.۵ درصد و پس از آناینستاگرام با ۴٣.١ درصد بیشترین عضویت را داشته اند.

 

 

مخترعِ لایک دلتنگ دورانی است که اینترنت وجود نداشت

کسانی که خود به اعتیادآورشدنِ فناوری کمک کرده‌اند، رفته‌رفته ارتباط خود را با اینترنت قطع می‌کنند.
گروهی از خلاق‌ترین مهندسان سیلیکون‌ولی، کسانی که لایکِ فیس‌بوک را به وجود آوردند، یا آن‌هایی سیستمِ رفرش‌کردن توییتر را با کشیدن انگشت به سمت پایین صفحۀ نمایش طراحی کردند، امروز از اختراعات خود پشیمان شده‌اند.
آن‌ها می‌بینند محصولاتشان، مثل قمار یا مواد مخدر، روزانه میلیون‌ها انسان را به رفتاری اعتیادگونه وامی‌دارد. آن‌ها مسیر اعتراض و مقاومت را آغاز کرده‌اند: اطلاع‌رسانی دربارۀ خطرات اعتیادِ دیجیتال و کناره‌گیری شخصی از دنیای فناوری.

جاستین روزنستاین سیستم عامل لپ‌تاپش را تنظیم کرده بود تا وب‌سایت رِدیت را مسدود کند، خودش را از اسنپ‌چت که می‌گوید مثلِ هروئین است محروم کرده بود و محدودیت‌هایی برای استفاده از فیس‌بوک وضع کرده بود. اما انگار این‌ها کافی نبودند. در ماه اوت این مدیر فناوری ۳۴ساله اقدام سخت‌گیرانه‌تری برای محدودکردن استفاده از رسانه‌های اجتماعی و سایر فناوری‌های اعتیادآور اتخاذ کرد. او آیفون جدیدی خرید و از دستیارش خواست روی آن یک برنامۀ کنترل کودک برای جلوگیری از دانلود اپلیکیشن نصب کند.

او به جاذبۀ خاص «لایک‌های» فیس‌بوک کاملاً واقف بود، لایک‌هایی که در توصیفشان می‌گوید «دینگ‌های روشنِ لذت کاذب». لایک‌هایی که ممکن است به‌همان‌اندازه که اغواکننده‌اند پوچ باشند. روزنستاین حتماً فراموش نکرده آن مهندسی که در فیس‌بوک دکمۀ «لایک» را اختراع کرد خود او بود.

روزنستاین، بعد از یک‌دهه شب‌بیداری‌های طولانی و کدنویسی برای نمونۀ اولیۀ چیزی که آن زمان دکمۀ «حیرت‌آور» می‌نامیدند، اکنون به گروه کوچک اما درحال‌رشدِ مخالفان سیلیکون‌ولی پیوسته است که از ظهور پدیدۀ «اقتصادِ توجه» شاکی‌اند: اینترنتی که حول تقاضاهای اقتصادی تبلیغاتی شکل گرفته است.

این مخالفان به‌ندرت از بنیان‌گذاران یا مدیران ارشد اجرایی هستند، یعنی کسانی که انگیزۀ کمی دارند برای دورشدن از این شعار که شرکتشان دارد دنیا را به جای بهتری تبدیل می‌کند. این افراد غالباً معمولاً یکی دو پله پایین‌تر در شرکت‌ها کار کرده‌اند: طراحان و مهندسان و مدیران تولید که، مثل روزنستاین، چندسال پیش آجرهای دنیای دیجیتال را روی هم نهادند، دنیایی که اکنون می‌کوشند خود را از قید آن رها کنند. روزنستاین می‌گوید: «بسیار رایج است که انسان‌ها چیزهایی را با حسن نیت توسعه می‌دهند اما آن چیزها برای انسان‌ها پیامدهایی منفی و ناخواسته به‌بار می‌آورد».

به نظر می‌رسد دغدغۀ اصلی روزنستاین، که زمانی به خلق جی‌چت در گوگل کمک کرد و اکنون شرکتی را در سانفرانسیسکو اداره می‌کند، تأثیرهای روانشناختی‌ای است که پژوهش‌ها در افرادی نشان می‌دهند که روزانه گوشی خود را ۲۶۱۷ بار لمس می‌کنند، یا رویش انگشت می‌کشند، یا ضربه می‌زنند.

نگرانی فزاینده این است که فناوری، علاوه‌بر معتادکردنِ کاربران، به پدیدۀ «توجه جزئی مداوم»۱ دامن می‌زند، توانایی تمرکز انسان‌ها را محدود می‌کند و احتمالاً آی‌کیو را پایین می‌آورد. اخیراً یکی از مطالعات نشان داده است که صِرف حضورِ گوشی‌های هوشمند به ظرفیت شناختی آسیب می‌زند؛ حتی وقتی که دستگاه خاموش است. روزنستاین می‌گوید: «همه همیشه حواس‌پرت شده‌اند».

اما این نگرانی‌ها در مقایسه با تأثیر مخربی که در نظام سیاسی مشاهده می‌کنیم ناچیزند، تأثیری که برخی از همتایان روزنستاین بر این باورند که می‌شود به گسترش رسانه‌های اجتماعی و نیروی محرکۀ آن یعنی بازار مبتنی بر توجه نسبت داد.

آن‌ها، با برقراریِ رابطه‌ای مستقیم بین اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی و زلزله‌های سیاسی‌ای مانند برگزیت و ظهور پدیدۀ دونالد ترامپ، ادعا می‌کنند که نیروهای دیجیتالْ نظام سیاسی را کاملاً سرنگون کرده‌اند و، اگر لجام‌گسیخته رها شوند، حتی می‌توانند دموکراسی کنونی ما را منسوخ کنند.

روزنستاین در سال ۲۰۰۷ عضو گروه کوچکی از کارکنان فیس‌بوک بود که تصمیم گرفتند ساده‌ترین راه (یک تک‌کلیک) را برای ارسال نظر مثبت در بستر فیس‌بوک خلق کنند. او می‌گوید قابلیت «لایک» در فیس‌بوک به موفقیت چشمگیری دست یافت: استفاده از آن شتاب گرفت چون مردم از ترفیع کوتاه‌مدت ناشی از تبادلِ تأییدِ اجتماعی لذت می‌بردند. درعین‌حال فیس‌بوک داده‌های ارزشمندی دربارۀ سلایق کاربران به دست آورد که می‌توانست به تبلیغات‌چی‌ها بفروشد. توییتر خیلی زود با لایک‌های قلبی‌شکلش (که قبلاً ستاره‌ای بود)، همچنین اینستاگرام و برنامه‌ها و وب‌سایت‌های بی‌شمار دیگری، از این ایده تقلید کردند.

همکار روزنستاین، لیا پرلمن، که آن زمان در فیس‌بوک مدیر تولیدِ گروهی بود که «لایک» را خلق کردند این قابلیت را در سال ۲۰۰۹ در یک پست وبلاگی معرفی کرد. پرلمن که اکنون طراحی ۳۵ ساله است از طریق ایمیل تأیید می‌کند که خودش نیز به لایک‌های فیس‌بوک و دیگر حلقه‌های بازخوردیِ اعتیادآور بی‌علاقه شده است. او افزونه‌ای روی مرورگرش نصب کرده است که فیدهای خبری فیس‌بوک را مسدود می‌کند و یک مدیر رسانۀ اجتماعی برای چک‌کردن صفحۀ فیس‌بوکش استخدام کرده است.

روزنستاین می‌گوید: «به نظرم یکی از دلایل اهمیت ویژۀ بحث امروز ما دربارۀ این موضوع شاید این باشد که ما آخرین نسلی باشیم که می‌تواند زندگی گذشته را به یاد بیاورد». شاید این موضوع مهم یا بی‌اهمیتی باشد که روزنستاین،

مطالعات نشان داده است که صِرف حضورِ گوشی‌های هوشمند به ظرفیت شناختی آسیب می‌زند، حتی وقتی که دستگاه خاموش است

پرلمن و اکثر متخصصان فناوری -که امروزه اقتصاد توجه را زیر سؤال برده‌اند- دهۀ ۳۰ عمر خود را سپری می‌کنند، آن‌ها آخرین نسلی هستند که می‌تواند دنیایی را به یاد بیاورد که در آن تلفن‌ها به پریز دیوار وصل می‌شدند.

جالب اینجاست که بسیاری از این متخصصان جوان فناوری کم‌کم محصولات خودشان را کنار می‌گذارند و فرزندان خود را به مدارس نخبۀ سیلیکون‌ولی می‌فرستند که در آن‌ها استفاده از آیفون، آی‌پد، و حتی لپ‌تاپ ممنوع است.

در ماه آوریل امسال، طراحان، برنامه‌نویسان و کارآفرینان فناوری از سراسر دنیا در کنفرانسی که در ساحل خلیج سان‌فرانسیسکو برگزار می‌شد گرد هم آمدند. هرکدام از آن‌ها تا ۱۷۰۰ دلار خرج کرده بودند تا در دوره‌ای که مدیر کنفرانس، نیر آیال، ترتیب داده بود شرکت کنند و یاد بگیرند چگونه مردم را به استفادۀ اعتیادگونه از محصولات خود سوق دهند.

منبع: ترجمان