Category: سایر مقالات

سئو (SEO) چیست و چه کاربردی دارد؟

فرض کنید یک سایت داریم و می خواهیم تعداد بازدیدکنندگان آن را افزایش دهیم. بیایید به این سوال مهم فکر کنیم:

بازدیدکنندگان از میان چند ده هزار سایت ایرانی، چطور باید سایت ما را پیدا کنند؟

چند راه وجود دارد: تبلیغات در تلویزیون، بیلبورد، سایت های پرطرفدار و یا استفاده از موتورهای جستجو.

هر کدام از این روش های بازاریابی مزایا و معایبی دارد که باید متناسب با شرایط کسب و کار اینترنتی خود آنها را انتخاب کنید.

در این مقاله با سئو یا بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو، به عنوان یکی از روش های موثر بازاریابی کسب و کارهای اینترنتی آشنا می شویم.

ایده کلی بازاریابی با موتورهای جستجو این است که مردم را از طریق جستجو هایشان به سایت خود هدایت کنید.

روزانه حدود ۴ میلیارد جستجو در گوگل در دنیا انجام می شود. بیش ازپنجاه درصد از همه بازدیدها در اینترنت از طریق همین جستجوها شکل می گیرد. یعنی روزی ۲ میلیارد بازدید!

فرض کنید کاربران ایرانی روزانه ۱۰۰ میلیون صفحه وب را بازدید کنند. طبق آمار بیش از ۵۰ میلیون این بازدیدها از طریق جستجو انجام می شود. حالا اگر بتوانید کاری کنید که در نتایج این جستجوها دیده شوید، می توانید امیدوار باشید که تعدادی از این کاربران روی لینک سایت تان کلیک کنند و وارد سایت شوند.

به این فرآیند، سئو (SEO) یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو می گوییم. به زبان ساده تر، یعنی کاری کنیم که سایت مان شایستگی حضور در نتایج جستجو را پیدا کند.

آیا صرف قرار گرفتن در نتایج جستجو کافی است؟

قطعاً کافی نیست. گوگل در هر جستجو، هزاران و گاهی میلیون ها صفحه را به کاربران نشان می دهد، اینکه کجای این لیست قرار بگیریم قطعاً خیلی مهم است.

یک آمار جالب دیگر

کاربران در هنگام مواجهه با نتایج جستجو، ۹۰ درصدشان فقط صفحه اول (۱۰ سایت اول) را بررسی می کنند. (دقت کنید، ۹۰ درصد!) و ۷۵ درصدشان فقط روی ۵ نتیجه اول کلیک می کنند، اگر کارشان راه افتاد دیگر به بقیه نتایج کاری ندارند.

بنابراین فقط با احتمال ۳۰ درصد ممکن است به ۵ نتیجه بعدی ( از رتبه ۶ تا ۱۰) هم نگاهی بیندازند و احتمال اینکه نتایج صفحه دوم دیده شود فقط ۱۰ درصد است. پس رقابت بر سر صفحه اول است و رقابت شدیدتر بر سر ۵ رتبه اول.

نکته جالب اینجاست، که رتبه اول به تنهایی ۴۰ درصد همه کلیک ها را به خود اختصاص میدهد. یعنی مثلاً از هر هزار نفری که سرچ می کنند، ۴۰۰ نفرشان فقط نتیجه اول را می بینند.

بسیار خوب، پس تا اینجا یاد گرفتیم که برای جذب بازدیدکننده، یکی از موثرترین روش ها، سئو است؛ یعنی تلاش برای کسب رتبه ای در صفحه اول.

 نکته: اگر اصول و تکنیک های سئو را به درستی پیاده کنیم، می توانیم با صرف هزینه ای کم، به نتایج دلخواه برسیم. البته کم هزینه بودن سئو به معنی کم زحمت بودن آن نیست!

دو سوال بسیار مهم:

  • آیا سایت ما همه جا و در همه چیز باید در صفحه اول باشد؟

خیر، رسیدن به این هدف اصلاً نه ممکن است و نه منطقی.

حوزه کاری سایت ما مشخص است و تعدادی رقیب دارید. هدف این است که دربین سایت های رقیب جایگاه بالاتری داشته باشیم. این هدف فقط برای بعضی عبارت های جستجو ممکن است و من باید روی بهترین عبارت های متناسب با کار خودم (کلمات کلیدی) تمرکز کنم.

  • آیا همه هدف سئو همین است؟ رسیدن به صفحه اول و رتبه های بالا؟

نتیجه سئو دقیقاً همین است، اما هدف اصلی سئو برای یک کسب و کار اینترنتی اینها است:

  • قرارگرفتن در رتبه های بالا در نتایج جستجو
  • آمدن بازدیدکننده به سایت با کلیک کاربر روی لینک سایت ما
  • ارایه خدمت یا فروش محصول به آنها
  • و نهایتاً کسب درآمد از این بازدیدها

در واقع، در نهایت می خواهیم سایت مان به درآمدزایی برسد. و چون کسب درآمد در سایت فقط با آمدن بازدیدکننده شدنی است، باید کاری کنیم که بازدید کننده بیشتری به سایت ما بیاید. بنابراین هدف سئو، نهایتا افزایش بازدید سایت برای کسب درآمد بیشتر است.

 علاوه بر سئو، روش های جذب بازدید دیگری هم وجود دارد:

تبلیغات کلیکی در گوگل (Adwords)، تبلیغات بنری در سایت های پربازدید، ایمیل مارکتینگ، بازاریابی شبکه های اجتماعی و بازاریابی محتوا از جمله این روش ها است که در آینده درباره هر کدام حرف خواهیم زد.

 آیا با قرار گرفتن در صفحه اول و حتی رتبه اول نتایج، باید انتظار بازدیده کننده داشته باشیم؟

این سوال را بهتر است این طور طرح کنیم: من در کلمه X رتبه اول را دارم، آیا این کافی است؟

جواب: بستگی دارد آیا کاربرانی هستند که کلمه X را جستجو می کنند. شاید تقاضا برای جستجوی عبارت X آنقدر زیاد نباشد، یا اینکه اصلاً کاربران چیز دیگری تایپ می کنند و من روی کلمه دیگری تمرکز کردم.

مثالی میزنم: سایتی روی کلمه اینترنت تمرکز کرده و دوست دارد با جستجوی کلمه اینترنت در رتبه های بالا باشد و سایتی دیگر همین هدف را برای عبارت کسب و کار اینترنتی. به نظر شما کدام یک بهتر است؟

اگر سایت ما صرفاً علمی آموزشی است کلمه اینترنت بهتر است، چون معمولاً کسی این کلمه را در گوگل جستجو می کند که نمی داند اینترنت چیست (!) و یا اینکه دنبال یک تعریف علمی از اینترنت است.

اما برای یک سایت تجاری که کارش فروش محصولی آموزشی درباره راه اندازی کسب و کار اینترنتی است، قطعاً عبارت دوم بهتر است.

نکته: این که روی چه کلماتی تمرکز کنیم، در درس روش تحقیق کلمات کلیدی به صورت کامل توضیح داده شده است.

سئو چطور باعث می شود ما در رتبه های بالا قرار بگیریم؟

اصلاً سئو چطور کار می کند؟

سازوکار سئو به صورت خلاصه این است: با انجام یک سری اقدامات مشخص و مستمر  و رعایت یک سری نکات، گوگل سایت ما را در برخی عبارت های جستجو در صفحه اول نتایج جستجو قرار می دهد.

این توضیح دو نکته مهم دارد:

  • قرار گرفتن در رتبه های بالا، نیازمند اقداماتی مشخص است و به خودی خود نباید انتظار نتیجه داشت.
  • این اقدامات باید مستمر و ادامه دار باشد. سئو تزریق آمپول تقویتی نیست، بلکه ورزش کردن است!

 

ملاک ما برای رتبه بندی در سئو، نتایج گوگل است. هر چند علاوه بر گوگل، موتورهای جستجوی دیگر مانند یاهو، بینگ و غیره هم وجود دارد، اما گوگل در این حوزه با فاصله بسیار زیاد پیشتاز است و در بسیاری از کشورها از جمله ایران، به جز گوگل تقریباً موتور جستجوی دیگری استفاده نمی شود.

نقش هدایای تبلیغاتی در برندینگ

 

در این مقاله به ۳ هدیه تبلیغاتی پرکاربرد و برخی هدایای خاص خواهیم پرداخت تا هم بیشتر با آنها آشنا شوید و هم تاثیر عجیب و باورنکردنی آنها را در برندسازی دریابید.

می‌دانید چرا با شنیدن اسم بنز بلافاصله یاد ماشین‌های لوکس و باکیفیت و قدرتمند می‌افتیم؟

با دو پرسش شروع می‌کنیم: برند به چه معناست و چرا کسب و کارها انقدر با تب و تاب دنبال برندسازی هستند؟ اگر بخواهیم خیلی ساده و در عین حال دقیق به این پرسش‌ها پاسخ دهیم جواب به این صورت است: برند شما تعهد شما به مشتریان است. برند شما به مشتریان می‌گوید که آن‌ها تا چه حد می‌توانند به شما اعتماد کنند و چه چیزی مهم‌تر از اعتماد مشتری؟

در دنیای کسب و کار، برندسازی یا همان برندینگ یک المان بسیار مهم در میزان فروش و درآمد است. شما با برندسازی خود را از رقبا جدا می‌کنید یک هویت مستقل به خود می‌بخشید. برند شما همان هویت شماست.

حالا دوباره سراغ بنز برویم، می‌دانستید شرکت بنز در جریان جنگ جهانی دوم برای نازی‌ها کامیون و وسایل حمل نقل جنگی می‌ساخت؟ می‌دانستید در همان دوران از اسیران و زندانیان برای کار اجباری در کارخانه استفاده می‌کردند؟ عموم مردم این‌ها را نمی‌دانند. دلیلش یک چیز است. کمپانی بنز انقدر اعتماد مشتریان را جلب کرده ‌است که اشتباهات‌شان نادیده گرفته می‌شود. و آنقدر هویت آن‌ها به عنوان یک سازنده‌ی برتر خودروهای لوکس و باکیفیت بین مردم شناخته و تبلیغ شده است که این نکات منفی چندان تاثیری روی ذهن مردم ندارد. حالا فهمیدید چرا با شنیدن اسم بنز بلافاصله یاد ماشین‌های لوکس و با کیفیت و قدرتمند می‌افتیم؟ چون آن‌ها یک قرن است که برندسازی می‌کنند.

برندسازی اصول ساده‌ای دارد اما این اصول ساده نمی‌توانند به تنهایی راهگشا باشند و ما در این مقاله به جنبه‌‌های دیگری از برندینگ پرداخته‌ایم.

اگر در نمایشگاه‌ها شرکت کرده‌ باشید و یا مشتری دائم یکی از کسب و کارها باشید احتمالا هدایایی نظیر خودکار، فلش، کیف مدارک و کیف کارت و مواردی از این دست گرفته باشید. این‌ها همان هدایای تبلیغاتی هستند. صاحبان کسب و کارها معمولا از این هدایا برای جلب اعتماد مشتریان خود و جذب مشتریان وفادار استفاده می‌کنند. صحبت از اعتماد شد. رابطه‌ی برندینگ با اعتماد را که یادتان هست؟

در این مقاله به ۳ هدیه تبلیغاتی پرکاربرد و برخی هدایای خاص خواهیم پرداخت تا هم بیشتر با آنها آشنا شوید و هم تاثیر عجیب و باورنکردنی آنها را در برندسازی دریابید.

نقش فلش تبلیغاتی در برندینگ
فلش تبلیغاتی دقیقا مثل فلش‌هایی است که همه داریم و از آن‌ها استفاده می‌کنیم. یک سوال اساسی: یک نفر به شما یک فلش مموری هدیه بدهد خوشحال نمی‌شوید؟ مکانیزم تاثیر هدایای تبلیغاتی دقیقا مشابه برندینگ است. هر کسب و کار با دادن هدایای تبلیغاتی در حقیقت یک کاریزما یا شخصیت در ذهن مشتریان خود می‌سازد. هدف برندینگ نیز همین است.

وقتی شما بتوانید با مخاطب خود چنین رابطه‌ی عاطفی (هدیه دادن و خوشحال شدن طرف مقابل) را برقرار کنید یعنی کار خود را با موفقیت و درستی انجام داده‌اید بسیاری از کسب و کارها خودشان را به در و دیوار می‌زنند تا با مخاطبان خود چنین تعاملی داشته باشند. یکی از نکات مهم برندسازی این است که مشتریان امروزی بیشتر به دنبال جنبه‌های شخصی یک برند یا کسب و کار هستند و هر کس بتواند تعامل و ارتباطی اثرگذار با مخاطبان داشته باشد برنده است. با این حال ابزاری نظیر فلش مموری می‌تواند تا حد زیادی این فرایند را تسریع ببخشد و یا حتی شروع کننده و یا بهبود‌دهنده‌ی این ارتباطات باشد.

نقش کوچک و مهم ماگ تبلیغاتی در برندسازی
بعضی وقت‌ها شما در دنیای برندینگ نیاز دارید تا بازارهای جدیدی را کشف و قبضه کنید. منظور از بازار همان افراد است. شما به چه نحوی می‌خواهید خود را به این افراد تازه شناسایی کنید؟ این یک استراتژی در برندینگ است که به Branding Extension معروف است. ماگ تبلیغاتی می‌تواند یک محرک خوب در این زمینه باشد.

لیوان یا ماگ معمولا برای آب یا چای یا آب میوه خوردن به کار می‌رود و معمولا وقتی با دوستان یا خانواده‌ی خود نشسته‌ایم این کار را انجام می‌دهیم. در اینجا ماگ تبلیغاتی می‌تواند نمایانگر نام برند در اینگونه جمع‌ها باشد. در جمع‌های خودمانی معمولا هر سوال کوچکی پرسیده می‌شود مثلا: «ماگت رو از کجا گرفتی؟» و این سوال و جواب دادن به آن‌ در این جمع‌ها همان گسترش نام برند است.

البته باید در این زمینه خلاق باشید. هر چه خلاقیت شما بیشتر باشد امکان ایجاد چنین گفتگو‌هایی بیشتر است. باید طرح روی ماگ، نوشته‌ها، فرم ماگ و… را به گونه انتخاب کنید و به مشتری خود هدیه بدهید تا بتواند چشم مخاطب را در کسری از ثانیه بگیرد و توجهش را جلب کند. با این حال برندهایی نظیر LEGO یا پپسی، این ترفند کوچک اما هدفمند و پرقدرت را سالهاست که جزو برنامه‌ی ثابت تبلیغات و برندینگ خود قرار داده‌اند.

معرفی برند شما بر روی دیوار خانه ها با ساعت دیواری تبلیغاتی
اگر نگاهی به خانه یا وسایل شخصی‌تان بیندازید احتمالا متوجه نکات برندینگ عجیبی می‌شوید، معمولا جاسوئیچی‌ها آرم بنز یا بی‌ام‌و دارند، روی لباس‌های ورزشی شخصی شما معمولا Adidas یا Siemens خود نمایی می‌کنند، دستبند‌هایی که آرم اپل دارند و هزاران مورد دیگر که در نوع خودشان جالبند. اما واقعا هدف چیست و چرا؟

مطمئنا بخشی از کار برای تبلیغات است اما یک نکته نباید فراموش شود یک برند هر چه بیشتر دیده شود بیشتر شناخته می‌شود و برندسازی آن بهتر و سریع‌تر انجام می‌گیرد. حالا در مورد ساعت دیواری هم می‌توان چنین ایده‌ای را مطرح کرد.

 ساعت دیواری تبلیغاتی می‌تواند چنین نقش مهمی را در خانه‌ها ایفا کند. برند شما مانند یک بیلبورد روی دیوار خانه‌هاست. اما این بیلبورد دیگر مانند بیلبوردهای تبلیغاتی آزاردهنده نیست، بلکه ارزشمند است و مهم‌تر از آن ارزش‌افرین است، چرا که زیبایی آن خیره‌کننده است و در ثانیه ای از آن استفاده می‌کنیم.

ارزش آفرینی در برندینگ یک مقوله‌ی بسیار مهم است. هر چه بیشتر ارزش بیافرینید و یا به عبارت ساده‌، سودمند‌تر باشید بیشتر دیده می‌شوید و هویتی که از برند شما در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد پویاتر و متعهد‌تر است. یک مثال جالب از یک برندسازی شخصی و ارزش‌آفرینی، ادیسون است، درصد نسبتا زیادی از مردم، او را مخترع برق می‌دانند در حالی که او اصلا چنین کاری نکرده است. اما فعالیت‌ها و اختراعات و ارزش‌آفرینی‌های او باعث شده‌اند تا ما حتی اختراع برق را هم از او انتظار داشته‌باشیم. حالا این جنس از ارزش آفرینی را کنار ساعت دیواری قرار دهید.

هدایای خاص و برند خاص
بهتر است اول با هدایای تبلیغاتی خاص آشنا شویم. این هدایا بیشتر به دلیل فرم استفاده، شکل ظاهری آن‌ها و مواردی از این دست، خاص محسوب می‌شوند. هدایای نظیر، ساعت LED، گلدان، مچ‌بند و دوربین چرخان و صدها هدیه‌ی دیگر جزو این دسته از هدایا تبلیغاتی هستند. در کل هر چیزی که به نظر برای مشتری شما جذاب و خاص است جزو هدایای تبلیغاتی خاص محسوب می‌شود.

تاثیر این خاص بودن در برندسازی کاملا مشهود است. در حقیقت هر برندی دوست دارد خاص باشد و با این کار خود را از بقیه متمایز کند. این یک استراتژی نیست، بلکه یک اصل است. همه‌ی کسب و کارها در طراحی لوگو، طراحی سایت، بسته‌بندی و تمام موارد مربوط به برندینگ، دوست دارند خاص باشند و تا زمانی که خاص نباشند دیده نمی‌شوند. با ارائه هدایای خاص بخش بزرگی از این اصل اساسی را می‌توانید پیاده کنید و جالب‌تر این است که این کار اصلا برای مشتری و مخاطبان شما آزاردهنده نیست بلکه از این سبک برندینگ شما لذت خواهند برد.

جمع بندی
حالا همه ‌چیز با شماست. اگر صاحب کسب و کار هستید و فکر می‌کنید روش‌های برندینگ شما چندان جوابگو نیستند می‌توانید این مسیر میانبر را هم امتحان کنید. در ضمن نیازی نیست که حتما یک هدیه مشخص را تهیه کنید، می‌توانید هدایا تبلیغاتی متنوع را انتخاب کنید و از تاثیرات هر یک استفاده کنید. می‌توانید همزمان هم ساعت و هم فلش و ماگ و یا هدایای تبلیغاتی دیگری را تهیه‌ کنید و هم ارزش‌ بیافرینید، هم با مشتری‌ها و مخاطبان خود یک رابطه‌ی ماندگار بسازید و هم دامنه‌ی دیده شدن خود را افزایش دهید و اگر بتوانید در راهی درست و منطقی خلاقانه آن‌ها را به کار بگیرد نتیجه مطمئنا باور نکردنی خواهد بود. ارزش یک بار امتحان کردن را دارد. نه؟

منبع: www.ibazaryabi.com

 

مخترعِ لایک دلتنگ دورانی است که اینترنت وجود نداشت

کسانی که خود به اعتیادآورشدنِ فناوری کمک کرده‌اند، رفته‌رفته ارتباط خود را با اینترنت قطع می‌کنند.
گروهی از خلاق‌ترین مهندسان سیلیکون‌ولی، کسانی که لایکِ فیس‌بوک را به وجود آوردند، یا آن‌هایی سیستمِ رفرش‌کردن توییتر را با کشیدن انگشت به سمت پایین صفحۀ نمایش طراحی کردند، امروز از اختراعات خود پشیمان شده‌اند.
آن‌ها می‌بینند محصولاتشان، مثل قمار یا مواد مخدر، روزانه میلیون‌ها انسان را به رفتاری اعتیادگونه وامی‌دارد. آن‌ها مسیر اعتراض و مقاومت را آغاز کرده‌اند: اطلاع‌رسانی دربارۀ خطرات اعتیادِ دیجیتال و کناره‌گیری شخصی از دنیای فناوری.

جاستین روزنستاین سیستم عامل لپ‌تاپش را تنظیم کرده بود تا وب‌سایت رِدیت را مسدود کند، خودش را از اسنپ‌چت که می‌گوید مثلِ هروئین است محروم کرده بود و محدودیت‌هایی برای استفاده از فیس‌بوک وضع کرده بود. اما انگار این‌ها کافی نبودند. در ماه اوت این مدیر فناوری ۳۴ساله اقدام سخت‌گیرانه‌تری برای محدودکردن استفاده از رسانه‌های اجتماعی و سایر فناوری‌های اعتیادآور اتخاذ کرد. او آیفون جدیدی خرید و از دستیارش خواست روی آن یک برنامۀ کنترل کودک برای جلوگیری از دانلود اپلیکیشن نصب کند.

او به جاذبۀ خاص «لایک‌های» فیس‌بوک کاملاً واقف بود، لایک‌هایی که در توصیفشان می‌گوید «دینگ‌های روشنِ لذت کاذب». لایک‌هایی که ممکن است به‌همان‌اندازه که اغواکننده‌اند پوچ باشند. روزنستاین حتماً فراموش نکرده آن مهندسی که در فیس‌بوک دکمۀ «لایک» را اختراع کرد خود او بود.

روزنستاین، بعد از یک‌دهه شب‌بیداری‌های طولانی و کدنویسی برای نمونۀ اولیۀ چیزی که آن زمان دکمۀ «حیرت‌آور» می‌نامیدند، اکنون به گروه کوچک اما درحال‌رشدِ مخالفان سیلیکون‌ولی پیوسته است که از ظهور پدیدۀ «اقتصادِ توجه» شاکی‌اند: اینترنتی که حول تقاضاهای اقتصادی تبلیغاتی شکل گرفته است.

این مخالفان به‌ندرت از بنیان‌گذاران یا مدیران ارشد اجرایی هستند، یعنی کسانی که انگیزۀ کمی دارند برای دورشدن از این شعار که شرکتشان دارد دنیا را به جای بهتری تبدیل می‌کند. این افراد غالباً معمولاً یکی دو پله پایین‌تر در شرکت‌ها کار کرده‌اند: طراحان و مهندسان و مدیران تولید که، مثل روزنستاین، چندسال پیش آجرهای دنیای دیجیتال را روی هم نهادند، دنیایی که اکنون می‌کوشند خود را از قید آن رها کنند. روزنستاین می‌گوید: «بسیار رایج است که انسان‌ها چیزهایی را با حسن نیت توسعه می‌دهند اما آن چیزها برای انسان‌ها پیامدهایی منفی و ناخواسته به‌بار می‌آورد».

به نظر می‌رسد دغدغۀ اصلی روزنستاین، که زمانی به خلق جی‌چت در گوگل کمک کرد و اکنون شرکتی را در سانفرانسیسکو اداره می‌کند، تأثیرهای روانشناختی‌ای است که پژوهش‌ها در افرادی نشان می‌دهند که روزانه گوشی خود را ۲۶۱۷ بار لمس می‌کنند، یا رویش انگشت می‌کشند، یا ضربه می‌زنند.

نگرانی فزاینده این است که فناوری، علاوه‌بر معتادکردنِ کاربران، به پدیدۀ «توجه جزئی مداوم»۱ دامن می‌زند، توانایی تمرکز انسان‌ها را محدود می‌کند و احتمالاً آی‌کیو را پایین می‌آورد. اخیراً یکی از مطالعات نشان داده است که صِرف حضورِ گوشی‌های هوشمند به ظرفیت شناختی آسیب می‌زند؛ حتی وقتی که دستگاه خاموش است. روزنستاین می‌گوید: «همه همیشه حواس‌پرت شده‌اند».

اما این نگرانی‌ها در مقایسه با تأثیر مخربی که در نظام سیاسی مشاهده می‌کنیم ناچیزند، تأثیری که برخی از همتایان روزنستاین بر این باورند که می‌شود به گسترش رسانه‌های اجتماعی و نیروی محرکۀ آن یعنی بازار مبتنی بر توجه نسبت داد.

آن‌ها، با برقراریِ رابطه‌ای مستقیم بین اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی و زلزله‌های سیاسی‌ای مانند برگزیت و ظهور پدیدۀ دونالد ترامپ، ادعا می‌کنند که نیروهای دیجیتالْ نظام سیاسی را کاملاً سرنگون کرده‌اند و، اگر لجام‌گسیخته رها شوند، حتی می‌توانند دموکراسی کنونی ما را منسوخ کنند.

روزنستاین در سال ۲۰۰۷ عضو گروه کوچکی از کارکنان فیس‌بوک بود که تصمیم گرفتند ساده‌ترین راه (یک تک‌کلیک) را برای ارسال نظر مثبت در بستر فیس‌بوک خلق کنند. او می‌گوید قابلیت «لایک» در فیس‌بوک به موفقیت چشمگیری دست یافت: استفاده از آن شتاب گرفت چون مردم از ترفیع کوتاه‌مدت ناشی از تبادلِ تأییدِ اجتماعی لذت می‌بردند. درعین‌حال فیس‌بوک داده‌های ارزشمندی دربارۀ سلایق کاربران به دست آورد که می‌توانست به تبلیغات‌چی‌ها بفروشد. توییتر خیلی زود با لایک‌های قلبی‌شکلش (که قبلاً ستاره‌ای بود)، همچنین اینستاگرام و برنامه‌ها و وب‌سایت‌های بی‌شمار دیگری، از این ایده تقلید کردند.

همکار روزنستاین، لیا پرلمن، که آن زمان در فیس‌بوک مدیر تولیدِ گروهی بود که «لایک» را خلق کردند این قابلیت را در سال ۲۰۰۹ در یک پست وبلاگی معرفی کرد. پرلمن که اکنون طراحی ۳۵ ساله است از طریق ایمیل تأیید می‌کند که خودش نیز به لایک‌های فیس‌بوک و دیگر حلقه‌های بازخوردیِ اعتیادآور بی‌علاقه شده است. او افزونه‌ای روی مرورگرش نصب کرده است که فیدهای خبری فیس‌بوک را مسدود می‌کند و یک مدیر رسانۀ اجتماعی برای چک‌کردن صفحۀ فیس‌بوکش استخدام کرده است.

روزنستاین می‌گوید: «به نظرم یکی از دلایل اهمیت ویژۀ بحث امروز ما دربارۀ این موضوع شاید این باشد که ما آخرین نسلی باشیم که می‌تواند زندگی گذشته را به یاد بیاورد». شاید این موضوع مهم یا بی‌اهمیتی باشد که روزنستاین،

مطالعات نشان داده است که صِرف حضورِ گوشی‌های هوشمند به ظرفیت شناختی آسیب می‌زند، حتی وقتی که دستگاه خاموش است

پرلمن و اکثر متخصصان فناوری -که امروزه اقتصاد توجه را زیر سؤال برده‌اند- دهۀ ۳۰ عمر خود را سپری می‌کنند، آن‌ها آخرین نسلی هستند که می‌تواند دنیایی را به یاد بیاورد که در آن تلفن‌ها به پریز دیوار وصل می‌شدند.

جالب اینجاست که بسیاری از این متخصصان جوان فناوری کم‌کم محصولات خودشان را کنار می‌گذارند و فرزندان خود را به مدارس نخبۀ سیلیکون‌ولی می‌فرستند که در آن‌ها استفاده از آیفون، آی‌پد، و حتی لپ‌تاپ ممنوع است.

در ماه آوریل امسال، طراحان، برنامه‌نویسان و کارآفرینان فناوری از سراسر دنیا در کنفرانسی که در ساحل خلیج سان‌فرانسیسکو برگزار می‌شد گرد هم آمدند. هرکدام از آن‌ها تا ۱۷۰۰ دلار خرج کرده بودند تا در دوره‌ای که مدیر کنفرانس، نیر آیال، ترتیب داده بود شرکت کنند و یاد بگیرند چگونه مردم را به استفادۀ اعتیادگونه از محصولات خود سوق دهند.

منبع: ترجمان

چرا نوشته های تلگرام را باور می کنیم؟ دلیل اعتماد بالای عمومی به تبلیغات تلگرامی

نتایج یک پژوهش داخلی، بیانگر نگرش مثبت به تبلیغات شفاهی تلگرام، درنتیجۀ سودمندی درک شده و اعتماد به این رسانه توسط کاربران است، که زمینه‌ساز اقبال عمومی بازاریابان به استفاده از تبلیغات تلگرامی شده است.

ظهور رسانه‌های اجتماعی نه‌تنها روابط فردی را تغییر داده، بلکه تأثیرات عمیقی بر فعالیت‌های اجتماعی از قبیل مصرف محصولات و استفاده از خدمات نهاده است. ازآنجاکه مصرف‌کنندگان وقت زیادی را در رسانه‌های اجتماعی می‌گذرانند، شرکت‌ها به صرافت استفاده از بازاریابی آنلاین افتاده و بهره‌برداری از مزیت تبلیغات شفاهی در این رسانه‌ها رو به فزونی است.

پیام‌رسان‌های فوری که به انتقال بی‌درنگ پیام‌های متنی در اینترنت می‌پردازند به پشتوانه مبادله اسناد، تصاویر و ویدئوها محبوبیت فراوانی در بین نسل جوان به دست آورده‌اند. در این میان، تلگرام که بر اساس آمار رسمی وب‌سایت آلکسا بیشتر کاربران آن را ایرانی‌ها با ۶۷ درصد به خود اختصاص داده‌اند، از مهم‌ترین این رسانه‌ها به‌حساب می‌آید.

در رابطه با این موضوع، پژوهشی توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال بر روی ۳۰۰ نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده مدیریت این دانشگاه انجام شده که در آن با توزیع پرسشنامه‌هایی، ویژگی‌های تلگرام از قبیل سرگرمی، گروه‌گرایی، اطلاعات، اعتماد، سهولت استفاده، راحتی، سودمندی درک شده، نگرش و تبلیغات شفاهی مثبت موردسنجش قرار گرفته است.

از مجموع ۳۰۰ دانشجویی که در این پژوهش شرکت کرده‌اند، ۵۲ درصد مرد و ۴۸ درصد زن بوده‌اند. همچنین در این پژوهش، ۶۴ درصد افراد بین ۲۵ تا ۳۵ سال، ۲۵ درصد بین ۳۵ تا ۴۵ سال و ۱۱ درصد بالای ۴۵ سال داشته‌اند.

بر اساس نتایج حاصله از این تحقیق، از مهم‌ترین علل محبوبیت تلگرام در ایران کارایی بالا در مقایسه با هزینه پایین این پیام‌رسان است که به‌واسطه آن توانسته به‌ویژه نسل جوان را به خود جذب کند.

این پژوهش مشخص می‌سازد که سرگرمی بیشترین تأثیر را بر نگرش کاربران تلگرام دارد. همچنین طبق این یافته‌ها، گروه‌گرایی، دومین عامل اثر گزار بر نگرش کاربران تلگرام است.

در این پژوهش البته، فرضیه تأثیرگذار بودن «به دست آوردن اطلاعات مفید» بر نگرش مثبت کاربران نسبت به تلگرام، رد شده است. دلیل رد این فرضیه را می‌توان ناشی از شایعاتی دانست که در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شوند و سبب می‌شوند تا کاربر به‌تدریج اطمینان خود را نسبت به اطلاعاتی که می‌خواهد از راه رسانه‌های اجتماعی همچون تلگرام به دست آورد، از دست دهد.

از دیگر یافته‌های این پژوهش می‌توان به‌راحتی توانایی به‌کارگیری فناوری بدون در نظر گرفتن مکان و زمان اشاره کرد که از دیگر عناصر مهم در نگرش مثبت کاربران به تلگرام ارزیابی شده است.

یافته‌های این پژوهش براى مدیران بازاریابى شرکت‌ها بینشى را فراهم می‌کند که با توجه به عوامل گفته‌شده بتوانند از طریق رسانه اجتماعى تلگرام زمینه‌ساز ایجاد دیدگاه مثبت کاربران درباره محصولات و خدمات خود شوند.

اگرچه تلگرام به‌عنوان یک رسانه اجتماعی، در آغاز برای فروش کالاها و خدمات ساخته نشده است، ولی بازاریابان می‌توانند با آن به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با مخاطبان خود ارتباط برقرار کرده و از آن برای تبلیغات شفاهی بهره گیرند.

قابل‌ذکر است نتایج مطالعه فوق به‌صورت مقاله‌ای علمی پژوهشی در نشریه «تحقیقات بازاریابی نوین» وابسته به دانشگاه اصفهان به چاپ رسیده است.

چهار روند پایدار در رسانه‌های اجتماعی سال ۲۰۱۹

هر ساله ما مقالات فراوانی در خصوص روندهای رو به رشد و آینده  رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی می‌خوانیم. ما هرسال این موضوع را یادآوری می‌کنیم که اگر در حال حاضر شروع به انطباق شرایط خودمان با این روندها نکنیم، یک سال عقب می‌مانیم.

هر ساله ما مقالات فراوانی در خصوص روندهای رو به رشد و آینده رسانه های اجتماعی و بازاریابی

نگارش ایمیل

نگارش ایمیل

می‌خوانیم. ما هرسال این موضوع را یادآوری می‌کنیم که اگر در حال حاضر شروع به انطباق شرایط خودمان با این روندها نکنیم، یک سال عقب می‌مانیم.

درحالی‌که موضوع فوق ممکن است برای یک تغییر درست باشد، بیایید تا نگاهی به تاکتیک‌های رسانه‌های اجتماعی بیاندازیم که در طول یک سال گذشته مدال طلا دریافت کرده‌اند. روندهایی که به‌خوبی کار می‌کنند حداقل برای یک سال دیگر باقی می‌مانند.

در ادامه چهار نمونه از بهترین تاکتیک‌های رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۸ را مرور می‌کنیم:

۱٫ بازاریابی تأثیرگذار
بازاریابی تأثیرگذار تمرینی برای ایجاد ارتباط صمیمی توسط افرادی است که می‌توانند عامل ارتباط باشند. محبوبیت این تاکتیک بازاریابی سال‌هاست که بدون هیچ نشانه‌ای از کندی در حال رشد است. در حقیقت، حدود دوسوم بازاریایان، بازاریابی تأثیرگذار را تجربه کرده‌اند و اکثریت آن‌ها سالانه حدود ۲۵٫۰۰۰ تا ۱۰۰٫۰۰۰ دلار برای این بازاریابی هزینه می‌کنند.

بازاریابی تأثیرگذار همچنین بیشترین اثر را بر مصرف‌کننده دارد. به گفته گوگل، چهار نفر از ده نفر در هزاره جدید می‌گویند که تأثیرگذاران موردعلاقه‌شان آن‌ها را از دوستانشان بهتر درک می‌کنند. حتی بیشتر از ۴۰ درصد محصولات خریداری‌شده توسط مصرف‌کنندگان بعد از دیدن آن‌ها در یوتیوب، اینستاگرام یا توییتر است.

الهام بخشی: اسپرینت


اسپرینت با در اختیار داشتن پنج چهره مشهور اینترنتی، ازجمله جرارد آدامز، بنیان‌گذار دیلی الیت و پرنس رویس خواننده، برای ترویج فعالیت‌های تبلیغاتی #زنده نامحدود همکاری می‌کنند. این برند تنها در اینستاگرام پنج چهره مشهور در اختیار دارد که بیشتر از سی میلیون نفر آن‌ها ر ا دنبال می‌کنند.

۲٫ استوری ها
استوری یا داستان، یک ابزار است که به کاربران این اجازه را می‌دهد تا عکس‌ها و فیلم‌هایشان را برای مدت کوتاهی برای دنبال کننده‌هایشان (followers) به اشتراک بگذارند. این ابزار امروزه تبدیل به یک جز اساسی از رسانه اجتماعی شده است.

 آنچه به‌عنوان مفهوم شبکه اجتماعی اسنپ چت شروع شد، در حال حاضر تقریباً در غالب کانال‌های بزرگ رسانه اجتماعی گنجانده‌شده است.

چطور استوری ها این‌قدر محبوب شدند؟ طبق گزارش اینستاگرام، این رسانه اجتماعی روزانه بالغ‌بر ۴۰۰ میلیون کاربر دارد که استوری های خود را بر روی این شبکه قرار می‌دهند، همچنین ۱۹۱ میلیون استوری برای اسنپ چت و ۱۵۰ میلیون برای فیس‌بوک ثبت‌شده است. با توجه به گزارش‌های فوق لینکداین نیز از افزوده شدن ابزار استوری را برای دانشجویان خبر داده است.

استوری این فرصت را به برندها می‌دهد تا بتوانند ارتباط شخصی‌تری را با کاربرانشان برقرار کنند. شخصی‌سازی استوری ها با برچسب، هشتگ، برچسب‌های مکان و غیره، یک نگاه منحصربه‌فرد و انحصاری به دنبال کنندگان آن برند می‌دهد.

الهام بخشی: رنت د راندوی
شرکت اجاره‌ای طراحی لباس رنت د رانوی برای نمایش ایده‌های خود از استوری های اینستاگرام استفاده می‌کند و با به اشتراک‌گذاری عکس‌های گرفته‌شده توسط کاربران، برچسب‌گذاری برندها و قرار دادن نظرسنجی، رنت د رانوی قادر به جذب حداکثری کاربران شده است.

۳٫ یادداشت‌های خریدنی
آیا تا به کنون در هنگام گشت‌وگذار در رسانه اجتماعی چیزی نظر شما را به خود جلب کرده است؟ شاید آن ساعت ورزشی رفیق قدیمی دانشکده‌تان باشد. یا یک ژاکت پاییزی که بر تن یکی از افراد موردعلاقه شماست باشد. آن محصول هر چه می‌خواهد باشد، شما سریعاً به دنبال پیدا کردن آن در گوگل خواهید بود.

شرکت‌ها قدردان ابزارهای جدید اینستاگرام و پینترست خواهند بود چون می‌توانند فرآیند فروش محصولات را راحت‌تر کنند. این یادداشت‌ها برندها را قادر می‌سازند تا محصولات خاص خود را در یادداشت‌ها تگ کنند و قیمت و نوع دسترسی و فروشگاه‌ها را نیز مشخص نمایند.

بر اساس گزارش اینستاگرام، از زمان عرضه یادداشت‌های قابل‌خرید، برندهایی مانند تیم و اسپیرمنت لاو به ترتیب ۴۴٪ و ۲۵٪ افزایش ترافیک داشته‌اند.

به‌طور مشابه، در پینترست، شرکت‌هایی که از ابزارهای خرید استفاده می‌کنند می‌توانند تا ۴۰٪ افزایش بازدید با کلیک روی محصولات سایت‌های خرده‌فروشی بدهند.

الهام بخشی: اوی
شرکت لاگیج اوی اقدام بسیار خوبی را برای به اشتراک‌گذاری پست‌های معتبر و جذاب با محصولات خاص انجام می‌دهد.

۴٫ محتوای تولیدشده توسط کاربر
محتوای تولیدشده توسط کاربر در واقع عکس‌ها، ویدئوها و موارد مضاعفی است که توسط مشتریان به‌صورت داوطلبانه برای شرکت شما در صفحه شخصی‌شان منتشر می‌کنند. با حمایت از محتوای تولیدشده توسط کاربران، برندها می توانند ارتباطات واقعی با مشتریان ایجاد کنند و معتبرتر از آن‌هایی باشند که این کار را نمی‌کنند.

۸۵ در صد از مصرف‌کنندگان معتقدند که این کار بیشتر از هر روش دیگری تأثیرگذار است. این واضح است که چرا در بین برندها این‌قدر موردپسند است.

طبق گفته برندواچ، به‌طور متوسط روزانه ۸۰ میلیون عکس در اینستاگرام پست می‌شود و یک‌سوم از کاربران از تلفن همراه خود برای خرید محصولات آنلاین استفاده می‌کنند و این کانال یکی از برترین‌ها برای نمایش قدرت نفوذ محتوای تولید شده توسط کاربر است.

نست کم در سال گذشته برنامه کمپین تولید محتوای کاربران را با CaughtOnNestCam راه‌اندازی کرد و در نتیجه آن ویدئوهای تولید شده بیش از ۱٫۲ میلیون بازدید در یوتیوب، ۳٫۱ میلیون بازدید در فیس‌بوک و بیش از ۴٫۵ میلیون نفر بازدید در سراسر جهان به دست آورد.

شرکت پوشاک اوتدوور ویسز توانسته است هزاران نفر را با استفاده از تولید محتوا کاربر به راحتی جذب کند.

منبع: شارا